اینکه توی جمع مثل نور بدرخشی و آدم ها مثل پروانه دورت بچرخند و تو از خودت لذت ببری، یک ویژگی حساب می شود اما اگر برای رسیدن به این لحظه بی نقص، از زندگی ات خرج کنی و توی زندگی آدم های دیگر سرک بکشی تا مگر روزنه ای پیدا کنی برای خودنمایی، خطرناک است.

مجله اینترنتی برترین ها





هفته نامه چلچراغ - نگار مفید:
اینکه توی جمع مثل نور بدرخشی و آدم ها مثل پروانه دورت بچرخند و تو از خودت لذت ببری، یک ویژگی حساب می شود اما اگر برای رسیدن به این لحظه بی نقص، از زندگی ات خرج کنی و توی زندگی آدم های دیگر سرک بکشی تا مگر روزنه ای پیدا کنی برای خودنمایی، خطرناک است.

اگر از آنهایی باشی که آدم ها می آیند و هر از گاهی از تو سوالی می پرسند تا به زندگی شان ساده تر ادامه دهند، یعنی درونت یک ویژگی نهفته است که تو را آدمی قابل مشورت می کند؛ اما اگر تمام روز بخواهی دور و بر آدم ها بپلکی تا به آنها بقبولانی می توانند روی مشورت تو حساب کنند، ضعف بزرگی است.

اگر از آن آدم هایی باشی که خودشان را موجودی قابل مشورت نشان می دهند اما در لحظه حساس برای زندگی یک نفر جواب تلفنت را نمی دهی و نگاهی به گوشی ات می اندازی که «ای بابا، چرا دست از سر من برنمی دارد؟» یعنی دچار توهم شده ای؛ توهم خودخاص بینی؛ که اتفاقا درجه بندی دارد و شما درجه های متفاوتی از آن را در مثال های بالا به چشم دیدید.

در این روزها که به مدد دنیای مجازی و گوشی های هوشمند و کپی رایت ناقص دیگر امضای هر کسی پای نوشته اش، پای تفکرش نمی نشیند، خاص بودن راحت تر هم شده است. تنها باید اسم نویسنده ای را از پای نوشته برداری، در قاب استتوس خودت بنشانی و دکمه اشتراک را فشار دهی. آن وقت تعداد لایک ها سر به فلک می کشد. حتی ممکن است تعداد لایک ها از اشتراک اصلی بیشتر شود ولی تو، در این لحظه که تعداد لایک های نوشته یک نفر دیگر به تو احساس برتری داده است، دچار توهم خودخاص بینی شده ای.

توهم خود خاص بینی ایرانی ها در فیس بوک

ممکن است به خودت دلداری بدهی که من انتخابش کردم یا می دانستم دوست های من از خواندنش خوششان می آید اما بی فایده است؛ تو کف و سوت و هورایی را از آن خودت کرده ای که به تو ارتباطی نداشته است.

مثال دیگرش؟ آنهایی که متن های انگلیسی سنگین را به اشتراک می گذارند، اما در حد I am a blackboard از انگلیسی سردر نمی آورند. آنها هم تصویری متفاوت از واقعیت شان به دیگران ارائه می دهند و لذتی از آن خود می کنند که واقعی نیست اما به آنها اعتماد به نفس می دهد.

در دنیای دور و برمان هم نمونه هایش را دیده ایم؛ مثلا یک نفر ادعای روشنفکری اش گوش دنیا و دور و بری هایش را پاره کرده است اما پای نشانه های ساده از روشنفکری که به میان می آید، لنگ می زند. در این مواقع باید دست گذاشت روی سوژه هایی که خواندن و نخواندن را مشخص می کند. نه الزاما که از کلمه های سخت و سنگین استفاده کنی تا خودت را باسواد جلوه دهی. نه؛ اتفاقا باید بحث را ساده کرد تا به تفکر واقعی نفر مقابل رسید.

مثلا حضور زنان در دانشگاه ها می تواند سوژه خوبی باشد. می توان از دل این بحث به یک نتیجه ساده رسید؛ هر آن کس که به هر دلیلی حضور زنان در دانشگاه ها را بد می داند، نمی تواند گزینه ای باسواد و آینده نگر و روشنفکر به حساب آید. همانطور که وقتی کسی که ادعای ورزشکاری دارد و خودش را جزو گزینه های انتخابی تیم ملی می داند صحبت می کند، باورت نمی شود اگر بگوید ورزش روزانه هیچ دخلی به آمادگی جسمانی ندارد.

تفاوت خاص بودن و خاص نبودن با همین معیارهای ساده مشخص می شود. در دل بحث های کوتاه و منطق های مشخص، تنها باید چشم هایت را باز کنی و ببینی که آدم ها چطور خودشان را به در و دیوار می زنند تا نقاب خاص بودن به صورت بزنند و گاهی که کلاهشان از سر می افتد، به واقعیت شان پی می بری.

آیا این نوشته، خاص بودن شما و مرا و تمام آدم های دور و برمان را زیر سوال برده است؟ پاسخ من صددرصد منفی است. این نوشته فقط و فقط می خواهد به شما بقبولاند که گاهی وقت ها خاص بودن به معنای عامه پسند بودن و تعداد لایک های فراوان نیست چرا که بیشتر آدم های خاصی که دور و برتان می بینید، از اکثریت مردم دور افتاده اند و لعن و نفرین شنیده اند.

توهم خود خاص بینی ایرانی ها در فیس بوک

چه کسی باورش می شود زنان 65-60 ساله امروز که به دانشگاه رفته اند، چه اندازه بار خاص بودگی روی دوششان سنگینی کرده است؟ برای آنکه اعتقاد داشته اند حق تحصیل عالیه، حق طبیعی و مسلم آنهاست؛ با تمام جهان جنگیده اند و واحد به واحد پاس کرده اند برای مدرکی که هیچ کس به آنها متعلق نمی دانست.

خاص بودن مردهایی که برای سیر کردن شکم زن و بچه شان با مدرک لیسانس و فوق لیسانس به سراغ کارگری می روند هم برای خودش خاص بودن است. باورتان نمی شود چقدر برایش سخت است که از دانشگاه بیرون بیاید و کاری برایش نباشد اما مجبور باشد مدرک تحصیلی اش را قاب بگیرد و به دنبال کارهایی برود که برایش ساده تر هستند.

یک لحظه به دور و برتان نگاه کنید؛ به آدم هایی که سختی می کشند تا تفکرشان زیر سوال نرود. به آنهایی که برای برچسب خاص بودن روی سینه شان نیست که کارهای روزمره شان را انجام می دهند اما کارهای روزمره شان را متفاوت انجام می دهند. اگر واقعی تر از تعداد لایک و نت های به اشتراک گذاشته به آدم ها نگاه کنید؛ شاید درجه احترامی که برای دیگران قائل شده اید، تغییرهای محسوسی داشته باشد.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه