این طور نیست که هرکس از اسلام خارج شد اعدام شود .این بحث در اسلام با نام مرتد مطرح است واحکام مخصوص به خود را دارد . بر اساس آیة شریفة "لا اکراه فی الدین" و بر اساس حکم عقل و عقیده، مطلبی را نمی شود با زور به کسی تزریق کنند.

حکم کسی که از دین خارج شود چیست؟

حکم کسی که از دین خارج شود چیست؟

این طور نیست که هرکس از اسلام خارج شد اعدام شود .این بحث در اسلام با نام مرتد مطرح است واحکام مخصوص به خود را دارد .

بر اساس آیة شریفة “لا اکراه فی الدین” و بر اساس حکم عقل و عقیده، مطلبی را نمی شود با زور به کسی تزریق کنند.

هر کس باید بر اساس مقدمات و پیش درآمدهای صحیح، عقیده و جهانبینی صحیحی انتخاب کند.

پس آزادی عقیده به این معنا که هر انسانی آزاد است عقیدة صحیحی را انتخاب کند امّا هر کس هر چه دلش خواست و از راه مقدمات غیر عقلی و غیر معتبر برای خود عقیده ای انتخاب کند، آزاد نیست و نزد عقل و وجدان معذور نمی باشد.

اگر خداوند در روز قیامت از او سؤال کند چرا این عقیده را انتخاب کردی، حجّت و دلیلی ندارد.

انسان از نظر عقلی آزاد نیست که هر عقیده ای برای خود انتخاب نماید، همان طور که آزاد نیست هر غذایی را بخورد.

چه بسا غذا مسموم باشد و یا آزاد نیست هر دارویی را مصرف کند یا هر صدایی را بشنود

انسان آزاد مطلق نیست واین را به حکم عقل و وجدان درک میکندو هیچ انسانی ازآزادی مطلق سود نمی بردوهیچ کس خواهان آزادی مطلق نیست.

در هر صورت ازادی عقیده به معنایی که گفته شد صحیح است، و اسلام مخالف آن نیست

آزادی عقیده حق همه است (به دلیل این که عقیدة مطلبی است درونی و قلبی و اگر آن را بیان یا ابراز نکند چندان برای دیگران خطری ایجاد نمی کند و باعث انحراف و فساد نمی شود)

امّا آزادی بیان و قلم همچون ازادی عقیده نیست زیرا اگر سخنی یا نوشته ای مطابق حقّ نباشد، چه بسا جامعه ای را به انحراف و فساد بکشاند یا چهره هایی را مشوّه کند یا باعث جنگ و نزاع شود. سخنرانی ها و نوشته ها اگر درست و مطابق حق و واقعیت نباشد باید از آن جلوگیری کرد.

با این توضیحات اگر کسی بر اساس تشخیص صحیح و همراه با تحقیق، به این نتیجه رسید که از اسلام بر گردد و به دین دیگری روی آورد اگر این کار بازتابی در جامعه نداشته باشد و بین خود و خدا این کار صورت گیرد، مانعی ندارد و مصداق آزادی عقیده و “لا اکراه فی الدین” است و کسی هم مزاحم او نیستو حاکم اسلامی دخالتی در عقاید کسی ندارد و تجسس در عقاید افراد حرام است.

اگر مرتد بخواهد در جامعة اسلامی، عقیدة خود را ابراز کند و عقاید خود را به این و آن بگوید و علیه دین تبلیغ بکند، جامعة اسلامی به او این اجازه را نمی دهد.

وی باید با عالمان دینی به مباحثه و مناظره بپردازد تا دیدگاه های اسلام برایش روشن شود اگر قانع نشد، بر مسلک خود باقی می ماند و اگر قانع شد به اسلام بر می گردد و توبه می کند.

در صورت اول تا وقتی که در جامعة اسلامی زندگی می کند حق ندارد عقاید خود را ابراز کند چون عقاید مسلمانان تضعیف می شود. اگر می خواهد ابراز عقیده کند باید به میان همکیشان خود برود و در آن جا ابراز ��قیده کند.

در تعالیم اسلامی و فقهی دو نوع مرتد داریم :

مرتد فطری : کسی که پدر و مادر او مسلمان هستند و در این خانواده متولد می شود و تربیت می یابد و پس از بلوغ ، دین اسلام را می پذیرد و بعد ، از اسلام خارج می شود را مرتد فطری می گویند.

مرتد ملی : کسی که پدر و مادر او مسلمان نیستند و در این خانواده متولد می شود و پس از بلوغ دین اسلام را می پذیرد و بعد ، از اسلام خارج می شود را مرتد ملی می نامند.

بر اساس سنت اسلامی ، حکم ارتداد برای این دو نوع مرتد و همچنین مرتد زن و مرد متفاوت است.
حکم مرتد فطری اعدام است و توبه او پذیرفته نمی شود.
حکم مرتد ملی ، ابتدا دعوت به توبه و فراهم کردن شرایط بازگشت او است و اگر توبه نکرد ، اعدام است.
حکم مرتد زن ، چه مرتد فطری باشد چه مرتد ملی ، ابتدا دعوت به توبه و فراهم کردن شرایط بازگشت است و اگر توبه نکرد ، زندانی می شود. ( حکم اعدام در مورد مرتد زن صادر نمی شود )

با کمی تامل خواهید دریافت در این احکام شرایط و موقعیت های مختلف لحاظ شده است. برای مردی که در تربیت اسلامی بزرگ شده است ، شرایط بسیار سخت گیرانه است و خکم اعدام صادر می شود ، در مورد شخصی که در فضای اسلامی بزرگ نشده است ، کمی ملایم تر برخورد می شود و یک فرصت بازگشت به او داده می شود و در نهایت برای زنان ، با توجه به فطرت زنانه و لحاظ کردن تصمیمات احساسی و عاطفی زنان ، از شدت حکم کاسته می شود و تا زمان بازگشت به اسلام و توبه ، مجازات زندان برای او در نظر گرفته شده است.

اسلام در ابتدا هیچ اجباری را در پذیرش اسلام قرار نمی دهد اما اگر کسی با اختیار و میل خود و از سر آگاهی ایمان اورد دیگر اجازه خروج به او داده نمی شود.
اتفاقا این سختگیری اسلام برای ترغیب شخص برای تحقیق و انتخاب درست است و این که شخص با توجه به نداشتن راه برگشت ، با علم و اگاهی کامل انتخاب کند و وقتی چنین انتخابی را کرد ، اجازه پشیمانی به او داده نمی شود.
نبودن راه بازگشت از اسلام به نوعی خود عامل ترغیب و تشویق غیر مسلمانان است ، چرا که فرد غیر مسلمان با مشاهده ، مسلمان شدن فردی دیگر و اندیشیدن به این حکم که راه بازگشت هم برای ان فرد نیست ، در می یابد که حقیقتا دین اسلام ، دین کامل است که افراد با وجود چنین حکمی به ان گرایش پیدا می کنند.
وجود این حکم اجازه نمی دهد افراد با هر بهانه یا توطئه یا سو استفاده ایی به دین اسلام ایمان بیاورند و سپس خارج شوند.

گردآوری : تهران ۹۸

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه