زندگی مربیان فوتبال در ایران فراز و نشیب های زیادی دارد. در این منطقه جغرافیایی کار مربیان فقط مربیگری نیست، آنها باید تمام جوانب غیرفنی کار را هم زیر نظر داشته باشند وگرنه عنان کار از دست شان درمی رود.





مجله تماشاگر:
 زندگی مربیان فوتبال در ایران فراز و نشیب های زیادی دارد. در این منطقه جغرافیایی کار مربیان فقط  مربیگری نیست، آنها باید تمام جوانب غیرفنی کار را هم زیر نظر داشته باشند وگرنه عنان کار از دست شان درمی رود.

مربیان ایرانی حتی در روزهایی که در نتیجه گیری موفق عمل می کنند باید مراقب اطراف خود باشند تا مبادا یک مربی بیکار و بیرون مانده با لابی و ارتباط، زیر پایشان را خالی کند! یا اینکه بخش زیادی از تمرکزشان را صرف مراقبت از سکوها بکنند تا فشار هواداران به سمت بیرون کردن آنها از باشگاه معطوف نشود.

در لیگ برتر حتی نمونه هایی داشته ایم از مربیانی که برای پیوستن به یک تیم انتخات شده و به توافق کامل با مسئولان آن تیم هم رسیده اند اما هرگز فرصت حضور و آغاز به کار در تیم مورد نظر را پیدا نکرده اند؛ چرا که بخشی از هواداران آن تیم، آنها را نمی خواسته اند و در راه تحمیل خواسته شان هم کاملا موفق عمل کرده اند! هواداران تیم ها و بازیکنان برای تحمیل خواسته هایشان راهکارهای زیادی در آستین دارند.

وقتی هواداران یک تیم با ورود مربی جدید موافق نباشند، راهکارهای خاصی برای تحمیل خواسته هایشان دارند؛ از تجمع در مقابل باشگاه گرفته تا حمله به صفحات مجازی و اظهارنظر دسته جمعی در مورد مربی مورد نظر. در مرحله آخر، اگر تمام این راهکارها به نتیجه خاصی ختم نشود، تماس با خود فرد مورد نظر و تهدید او راهکار دیگری است که معمولا به صورت تضمینی با نتیجه مورد نظر برای هواداران همراه است. پیام نهایی هواداران برای مربی این است؛ «در شهر ما روز خوش نمی بینی، نامه تمام!»

نمونه هایی از دخالت موثر هواداران در انتخاب سرمربیان لیگ برتر

مدل 91؛ قلعه نویی پر، پرویز پرپر!

دو سال پیش در تبریز، درست در روزهایی که امیر قلعه نویی این شهر را ترک کرده بود و تراکتورسازی به دنبال جانشینی برای او می گشت، نام پرویز مظلومی مطرح شد. آن روزها مظلومی بعد از دو سال حضور در استقلال باید جای خودش را به امیر قلعه نویی می داد.

همزمان، تراکتورسازان هم برای نیمکت شان مظلومی را در نظر گرفتند و به توافق های اولیه هم با او دست یافتند. به نظر می رسید با یک نقل و انتقال دو جانبه، قلعه نویی از تبریز به تهران خواهد آمد و در عوض مظلومی از تهران به تبریز می رود.

پروژه جابجایی امیر و پرویز در حال کلید خوردن بود اما یک مشکل بزرگ سر راه این پروژه وجود داشت؛ هواداران تراکتور مظلومی را نمی خواستند. آنها مخالفت شدیدشان را با آمدن مظلومی در رسانه ها و فضاهای مجازی نشان دادند. در ادامه به این فعالیت ها هم قانع نشدند و با تجمع جلوی دفتر باشگاه صدای مخالفت شان را به بلندترین شکل به گوش مسئولان تیم رساندند. تلاش مسئولان برای قانع کردن هواداران به نتیجه نرسید و موج مخالفغت همچنان ادامه داشت.

در همان روزها تماس هایی هم با مظلومی گرفته شد تا به موازات انصراف مسئولان، خود مربی هم از رفتن به تبریز منصرف شود. در نهایت این اتفاق رخ داد و به جای مظلومی این تونی اولیویرای پرتغالی بود که روی نیمکت تراکتور نشست. سرمربی سابق استقلال نیز در شروع لیگ بدون تیم ماند تا در ادامه به آلومینیوم هرمزگان برود و در نجات این تیم از سقوط ناکام بماند.

مدل 92: فرار به ضرب و زور کتک

در آغاز لیگ سیزدهم مسئولان مس کرمان، مجتبی تقوی را برای هدایت تیم شان انتخاب کردند. مس فصل قبل را با لوکا بوناچیچ به پایان برده و با کسب رتبه ششم کارنامه خوبی از خود به جا گذاشته بود اما لوکا به ذوب آهن رفت و مس برای جایگزینی او به سرمربی سابق سایپا متوسل شد.

تقوی کارش را در کرمان آغاز کرد. بازیکنان انتخاب شدند و تیم راهی اردو شد اما جو عمومی شهر و سمت و سوی علاقمندی هواداران تیم از ابتدا با او همراه نبود. کرمانی ها تقوی را نمی خواستند و به موازات تمام فعالیت های آماده سازی که تقوی و تیمش انجام می دادند، موج مخالفت هواداران نیز ادامه داشت.

تقوی با وجود تمام این اتفاقات به کارش ادامه داد تا شاید با شروع لیگ و کسب یکی دو پیروزی از شر این هجمه ها خلاص شود ولی اوضاع به دلخواه او پیش نمی رفت. یک هفته مانده به آغاز رقابت های لیگ، مخالفت هواداران به اوج رسید و شکل فیزیکی به خود گرفت!

تعدادی از کرمانی ها سر تمرین تیم به سمت تقوی و دستیارانش حمله ور شدند و کار به جاهای باریک رسید. بیژن طاهری، دستیار تقوی خاطرات عجیبی از آن حمله و کتک زدن کادر فنی با شیلنگ (!) دارد.

در نهایت خواسته هواداران محقق شد و تقوی و یارانش کرمان را ترک کردند. تیم مس هم به دست محمود یاوری افتاد اما هرگز روی موفقیت را ندید و در پایان فصل با وجود تغییرات چندباره روی نیمکت اش، به لیگ یک سقوط کرد.

مدل 93: ابراهیم زاده، منصور ولی منفور

باز هم تراکتورسازی تبریز! تیم پرهوادار و جذاب کشور امسال هم برای انتخاب سرمربی پروسه ای طولانی و پر حرف و حدیث را طی کرد. ابتدا مذاکره با تونی - محبوب ترین سرمربی تراکتور در این سال ها - با ناکامی همراه شد. بعد از او صحبت چند گزینه ایرانی از جمله استیلی و درخشان مطرح شد که اصلا با استقبال هواداران همراه نبود. سپس نام یک گزینه خارجی به شکل ناگهانی مطرح و اعلام شد تمام توافق ها با او به انجام رسیده است. ولادیمیر پتروویچ نام این مربی بود که ظاهرا همه چیز برای آمدنش مهیا بود به جز خواست هواداران و اراده مسئولان!

این مربی صرب که کنار رفت دوباره گزینه های ایرانی مطرح شدند و در میان آنها نام منصور ابراهیم زاده از همه پررنگ تر بود. این مربی اصفهانی در تهران با مسئولان تراکتور سر میز مذاکره نشست و به توافق های اساسی رسید اما او هم برای نشستن روی نیمکت تبریزی ها با همان مشکلی مواجه شد که دو سال پیش تر پرویز مظلومی تجربه اش کرده بود.

تماس ها و مخالفت های هواداران ناگهان اوج گرفت. حتی شایعات تایید نشده حکایت از این داشت که برخی از هواداران تبریزی در یک قهوه خانه جمع شده و با سیم کارت های مختلف تماس های تهدیدآمیزی با ابراهیم زاده می گیرند!

خلاصه اینکه تماس ها و مخالفت ها بار دیگر موثر واقع شد و ابراهیم زاده را از تبریز دور کرد. بلافاصله جای مربی اصفهانی را یک مربی بومی از شهر تبریز گرفت و تراکتوری ها با رسول خطیبی فعلا روزگار خوب و خوشی را سپری می کنند.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه