با انتخاب شيوه رفتاري درست در برابر همسري شكاك مي‌شود محيط خانواده را آرام نگه داشت و از چالش و درگيري فاصله گرفت. اين مطلب به شما ياد مي‌دهد با يك همسر مبتلا به سوء‌ظن، چگونه برخورد كنيد.

برترین مجله اینترنتی ایران
مجله سیب سبز- آنا اسفندیاری : کجا بودی؟ از کجا بفهمم که آنجا بودی؟ چه کار کردی؟ چرا تلفنت اشغال بود؟ با کی حرف می‌زدی؟ چرا؟ داشتی لبخند می‌زدی؟ یک لحظه دیدم اخم کردی، چرا؟ شعری که زمزمه می‌کردی مخاطب خاص داشت؟ یک بار دیگر بگو علت تاخیرت چه بود؟ چرا این طوری نگاهم می‌کنی؟ مطمئنی اتفاقی نیفتاده؟ چیزی را پنهان می‌کنی؟ این سکوتت معنای خاصی دارد؟ پرحرفی می‌کنی که رد گم کنی؟

آنها که همسر شکاک دارند این پرسش‌ها را می‌شناسند چون هر روز به یک یا چند تا از آنها پاسخ می‌دهند اما به هر حال تعامل با آدم‌های شکاک کار آسانی نیست و برای کسانی که کم‌طاقتند، یک کابوس است و گاهی وقت‌ها حتی پاسخ دادن‌های مفصل به همه این سوال‌ها هم اوضاع را بهتر نمی‌کند.

با این حال در برخی موارد نیز، با انتخاب شیوه رفتاری درست در برابر همسری شکاک می‌شود محیط خانواده را آرام نگه داشت و از چالش و درگیری فاصله گرفت. این مطلب به شما یاد می‌دهد با یک همسر مبتلا به سوء‌ظن، چگونه برخورد کنید.

شک سنجی با دماسنج

نخستین گام در انتخاب شیوه رفتار با همسر شکاک این است که تشخیص بدهید سوء‌ظنش بیمارگونه است یا نه. برای درک بهتر این موضوع، باید شک را روی یک دماسنج تصور کنید.

پایین‌ترین سطح این دماسنج شکی منطقی به رفتاری مشکوک است؛ برای نمونه وقتی مردی دیر به خانه می‌رسد، همسرش تردید دارد که شاید اتفاقی غیر معمول برای او افتاده است. در این مدل از شک معمولا قضاوتی وجود ندارد.

راز و رمز زندگي با شرلوك هولمز

سطح بالاتر تردید، فرد را به انسانی شکاک تبدیل می‌کند اما او هنوز بیمار روانی محسوب نمی‌شود؛ هرچند زندگی را برای همسر سخت می‌کند و او را زیر ذره‌بین می‌برد اما هنوز سوء‌ظن‌هایش در عملکرد روزانه‌اش اختلال چندانی به وجود نمی‌آورد.

سطح سوم از شک، بدبینی بیمارگونه یا پارانویاست. در این حالت فرد نه فقط به خیانت و بدی آدم‌های اطرافش مشکوک است بلکه احتمال می‌دهد آنها گزند و آسیبی به او برسانند.

 پارانویا یک اختلال روانی است و مبتلایان به آن باید تحت درمان روانشناس و روانپزشک قرار بگیرند. اگر زوجی پیش از ازدواج به مشاور مراجعه کنند و در خلال آزمون‌های روانشناسی مشخص شود که یکی از آنها پارانوئید است، مشاور وظیفه دارد به طرف دیگر هشدار دهد که چنین ازدواجی با مشکلات و خطرات فراوانی همراه خواهد بود چون شک بیمارگونه پارانوئید‌ها درباره خیانت اطرافیان و آسیب‌رسانی‌شان گاهی به یقین واهی تبدیل می‌شود و در این حالت آنها برای دفاع از خودشان یا انتقام گرفتن از کسانی که خیال می‌کنند به آنها خیانت کرده‌اند، وارد عمل می‌شوند و ممکن به بقیه به‌ویژه به همسرشان صدمه ای جبران ناپذیربزنند.

تردید شدید، فقط مربوط به پارانوئیدها نیست و برخی دیگر از اختلالات روانی نیز این نشانه را دارند؛ برای مثال مبتلایان به اختلال روانی دوقطبی یا آنها که وسواس فکری شدید دارند یا برخی از مبتلایان به اسکیزوفرنی، دچار بدبینی بیمارگونه هم هستند. نمونه دیگر بدبینی بیمارگونه در مصرف‌کنن��گان مواد مخدر صنعتی دیده شده است که گاهی به جنایت منجر می‌شود.

توصیه‌های ما در این مطلب اگرچه ممکن است به کار کسانی که همسری مبتلا به بدبینی بیمارگونه دارند هم بیاید اما در حقیقت مخصوص کسانی است که سطح شک شریک زندگی‌شان به اختلال تبدیل نشده است. به عبارتی دیگر پیشنهادهای ما برای گروهی است که همسرشان در سطح میانی دماسنج شک قرار دارد.

درباره پارانوئید‌ها و بقیه کسانی که به علت نوعی اختلال روانی در سطح بالای آن دماسنج قرار دارند اما هشدار می‌دهیم که باید زیر نظر روانپزشک و روانشناس قرار بگیرند و با راهکارهای ساده نمی‌شود با آنها کنار آمد و امکان دارد اعضای خانواده به‌ویژه همسرشان در خطر باشند.

شکاک‌ها دیوانه می‌شوند اگر...

 ده‌ها عامل ممکن است باعث از دست رفتن اعتماد بین دو همسر یا مشکوک شدن آنها به هم شود اما تجربه مشاوران خانواده نشان می‌دهد سوءتفاهم و شک میان زوج‌ها به‌خصوص درباره خیانت، معمولا با پنج نشانه به‌شدت تقویت می‌شود.

جالب است بدانید این نشانه‌ها همان‌هایی هستند که خیانت در زندگی زناشویی هم از طریق آنها قابل کشف است.

 پس افراد شکاک در حقیقت نسبت به مسائلی بیشتر حساس می‌شوند و موضع می‌گیرند که ممکن است واقعا جزء علائم خیانت زناشویی باشد اما شکاک‌ها به این نکته توجه ندارند که این نشانه‌ها لزوما به معنای خیانت نیست و احتمال‌های دیگری هم وجود دارد. به عبارت دیگر اولین قضاوت آنها درباره این علائم، خطر و تهدید است در حالی که همیشه چنین نیست.

پنج محور تحریک‌کننده همسران شکاک یا پنج محور هشدار‌دهنده درباره خیانت عبارتند از:

 اول: حضور یعنی نبودن‌های بدون توجیه همسر یا بودنش در مکان‌هایی که انتظارش را ندارید وقتی که توضیحی نیز در این باره ندارد.

دوم: همه چیز درباره تلفن همراه یعنی تماس‌های پی در پی با افراد ناشناس، فعالیت‌های غیرعادی در فضای مجازی با استفاده از نرم‌افزارهای ارتباطی تلفن همراه مثل وایبر یا واتس‌آپ یا لاین، پیامک‌های عجیب یا مخفی و بی‌پاسخ گذاشتن تماس‌های مهم از طرف همسر.

سوم: حساب و کتاب مالی یعنی برداشت‌های بی‌توجیه ازحساب شخصی یا مشترک، خریدهای غیر عادی، کم شدن پول بدون آنکه مرجع خرج کردنش مشخص باشد.

چهارم: تغییرات در رفتار و میل جنسی. به همسری که ناگهان متوجه تغییر در میزان میل جنسی همسرش نسبت به خودش می‌شود یا می‌فهمد که رفتار همسرش مثلا میزان تعهدش یا علاقه‌اش به محیط خانواده تغییر کرده، حق دهید که شک کند آیا او سرگرمی دیگری خارج از محیط خانواده دارد؟

پنجم: سوء‌سابقه. آنها که پرونده سیاهی در روابط خانوادگی دارند؛ مثلا پیش‌تر کجروی‌هایی داشته‌اند یا خیانت کرده‌اند معمولا بیشتر در مظان اتهام قرار می‌گیرند چرا که یک‌بار مرتکب خطا شده‌اند و طبیعتا امکان دارد بخشی از ذهن همسرشان با خاطره ناخوش از خیانت‌شان درگیر باشد. شک و تردید همسران نسبت به هم البته فقط در زمینه خیانت نیست اما می‌توان با اطمینان گفت که بخش عمده‌ای از تردیدها در این حوزه است یا دست‌کم سرانجام یک سر کلاف سردرگم همه بهانه‌گیری‌ها و شک‌ها به مسئله ترس از خیانت هم می‌رسد.

 با این حال باز هم تاکید می‌کنیم هیچ یک از این علائم لزوما به معنای خیانت نیست اما اولین ظن افراد شکاک، همیشه خیانت است!

از صداقت تلخ  پرهیز کنید

هر چند ما تاکید می‌کنیم که به همسرتان حتی در موارد کوچک دروغ نگویید، دروغ نگفتن هرگز به معنای گفتن جزئیات حقیقت در همه زمینه‌ها نیست. برای مثال لزومی ندارد به پرسش‌های یک همسر شکاک درباره گذشته‌تان تمام و کمال و با همه حواشی‌اش و جزئیات توضیح دهید.

هرچه بیشتر به جزئیات غیر مهم در روابط گذشته‌تان بپردازید؛ مثلا از فرد مورد علاقه‌ای که به او نرسیده‌اید تعریف کنید یا درباره شکست‌های عاطفی‌تان پرچانگی کنید، همسر شکاک بیشتر حساس و نگران می‌شود و اوضاع زندگی‌تان بحرانی‌تر خواهد شد.

شرلوک هولمز و خانم مارپل از کجا می‌آیند؟

شاید نتوانید کنترل کنید

تصور می کنید اشتباهات شما دلیل شکاک شدن همسرتان است؟ شاید چنین باشد اما گاهی هم شک همسرتان از سرچشمه ای سرازیر می شود که شما قادر به کنترلش نیستید.

وقتی ژنتیک مهم می‌شود

 علت سوء‌ظن همسر همیشه خطا یا سهل‌انگاری شریک زندگی نیست. شک شدید گاهی ریشه ژنتیک دارد. گاهی تحت تاثیر تربیت در دوران کودکی یا آموزه‌هایی است که جامعه به فرد القا کرده و گاهی هم نشات گرفته از تجربه‌های ناخوشایند اعتماد کردن به دیگران و شکست‌های پی در پی است.

گاهی هم بدبینی همسر یک نوع وسواس فکری است یعنی شک، یک فکر دائمی و تکرار شونده است که دائما در ذهنش چرخ می‌خورد و کلافه‌اش می‌کند و رنجش می‌دهد اما نمی‌تواند کنترلش کند.

 در مواردی امکان دارد هم او، شخصیتی سلطه‌گر داشته باشد که بخواهد طرف مقابل را تحت کنترل داشته باشد و در برخی مواقع هم، ناشی از اعتماد به نفس پایین همسر شکاک است به عبارتی دیگر او دائما نگران ترک شدن است چرا که به علت اعتماد به نفس پایین، خودش را شایسته یک شریک زندگی وفادار نمی‌داند و مطمئن است که فردی بهتر، زیباتر و مناسب‌تر از او قادر است همسرش را از او بدزدد.

کشف‌اش کنید

حواس‌تان به  لوبیای سحرآمیز باشد

با همسرتان حرف بزنید، بحث کنید، توضیح دهید و رفع سوءتفاهم کنید اما یادتان باشد هر لحظه اصول یک گفت‌وگوی سالم را رعایت کنید و نگذارید خودتان یا طرف مقابل بحث و گفت‌وگو را به چالش و مشاجره تبدیل کند.

با حرف زدن شما از دنیای درونی او مطلع می‌شوید و راه شک و تردید بیشتر را می‌بندید چون اگر به بدبینی پاسخ قانع‌کننده‌ای داده نشود، مثل لوبیای سحرآمیز قصه جک غول‌کش به سرعت رشد می‌کند، بزرگ می‌شود، شاخ و برگ می‌‌گیرد و آن‌وقت از بین بردنش بسیار سخت است. هرچند باید به این نکته هم توجه داشته باشید که افراد به‌شدت شکاک معمولا سوال‌های بعدی و بعدی را مطرح می‌کنند و اگر سطح شک‌شان به بالای دماسنج شک یعنی پارانویا نزدیک باشد، با پاسخ‌های شما قانع نمی‌شوند.

با این حال توضیح دادن در حد معقول و منطقی می‌تواند تا حد زیادی مشکل را برطرف کند.  به هر حال اگر بعد از توضیح دادن، فرد شکاک همچنان قانع نشود و به سوال کردن ادامه دهد و این رفتار بارها تکرار شود، طرف مقابل دیگر نباید به روال بازجویی شدن‌های طولانی پاسخ دهد و بهتر است در این شرایط از او بخواهد با مشاور یا روانشناس خانواده ملاقات داشته باشد.

به این مکالمه نمونه بین لیلا و حسن پس از توافق بر سر گفت‌وگوی روزانه توجه کنید. البته هیچ‌یک از دو طرف، اختلال روانی خاصی ندارد و تردید هنوز در سطح خفیف است:

حسن: لیلا جان من امروز از تو دلخور شدم.

لیلا: چرا عزیزم؟ چی شده؟

حسن: امروز صبح هرچه به تلفنت زنگ زدم پاسخ ندادی. خیلی نگران شدم تا وقتی که خودت از تلفن اداره تماس گرفتی.

لیلا: عزیزم! چه خوب شد که گفتی. این موبایل را ببین. از صبح مانیتورش تاریک شده. فکر می‌کنم سوخته حتی نمی‌تونم خاموشش کنم. نمی‌دانم چه کار باید کرد.   (حسن موبایل لیلا را با پیشنهاد خودش می‌گیرد و نمی‌تواند مانیتورش را روشن کند.)

حسن: بله، احتمالا سوخته. از کی این‌طور شده؟

لیلا: صبح که از خانه خارج شدم خواستم بهت زنگ بزنم و بگویم ظهر بیا دنبالم که دیدم سوخته. به همین خاطر از تلفن اداره با تو تماس گرفتم. ببخشید که نگرانت کردم.

در این گفت‌وگو لیلا به شکل غیر مستقیم به همسرش می‌فهماند که اولا در اداره بوده و ثانیا او هم می‌توانسته به اداره‌اش زنگ بزند.

اعتماد سازی کنید

قلبش را هدف بگیرید، آشکارا!

سوء‌ظن همسر همان‌طور که پیش‌تر گفتیم اگر منشاء روانی نداشته باشد به احتمال زیاد، ریشه در احساس نداشتن امنیت و نامطمئن بودن از موقعیتش در ارتباط با شریک زندگی‌اش دارد.

 بر این اساس اگر بتوانید عشق و محبت‌تان را نسبت به همسرتان ثابت کنید و باور کند جایگاه مناسبی در قلب‌تان دارد و شما نمی‌خواهید او را از دست بدهید، امکان دارد تا حدی شکش کم شود اما همیشه توجه داشته باشید اعتمادسازی در تعامل با آدم‌های شکاک، سخت و طولانی است اما خراب کردن دیوار اعتماد، فقط به یک اشتباه کوچک بند است.

حوصله کنید و حقیقت را بگویید

یک دروغ کوچولو هم کارتان را خراب می‌کند

حتما  می‌دانید  که به هر ترتیبی باید از دروغ گفتن به همسرتان بپرهیزید. تازه وقتی این پرهیز جدی‌تر می‌شود که همسرتان شکاک است. برخی همسران گفتن دروغ‌های کوچک را عیب نمی‌دانند.

 این گروه معمولا برای پنهان کردن حقیقت دروغ نمی‌گویند بلکه دروغ می‌گویند چون حوصله پیامدهای بعدی افشای حقیقت را ندارند یا نمی‌خواهند زیادی توضیح بدهند. یا کلا حوصله ندارند! 

راز و رمز زندگي با شرلوك هولمز

برای مثال شوهری که دیرتر از معمول از اداره به خانه رسیده است و حوصله ندارد ماجرای دعوا با رئیس اداره، و ترافیک ناشی از تصادف  پنچری ماشین، مشورت رفیقش با او درباره گرفتن وام از اداره را که باعث تاخیر دوساعته‌اش شده توضیح دهد و به همین علت در پاسخ به همسرش که می‌پرسد «چرا امشب دیر کردی» فقط یک جمله می‌گوید «ترافیک بود.» به نظر او یک دروغ کوچولو، درباره موضوعی که سرنوشت‌ساز نیست، اهمیت زیادی ندارد و چه بسا به تلف شدن انرژی‌اش در خانه، وقتی خسته از سر کار برگشته و بازجویی می‌شود، پایان می‌دهد. در حالی که بدون شک او در اشتباه است.

زن‌ها توانایی ویژه‌ای در کشف دروغ‌ها دارند و در این زمینه استعدادی ذاتی دارند؛ فرقی نمی‌کند آن دروغ‌ها کوچک باشند یا بزرگ، بی‌اهمیت باشند یا سرنوشت‌ساز اما به هر حال وقتی شریک زندگی شما، متوجه می‌شود که می‌توانید به او در موارد کوچک دروغ بگویید، به شما بی‌اعتماد می‌شود و حدس می‌زند که در موارد مهم‌تر هم می‌توانید حقیقت را وارونه جلوه دهید.

همین زمینه شک را دو چندان می‌کند و در نهایت اگر به این دروغ‌های کوچک برسند کل بنای زندگی‌شان را متزلزل می‌بینند و مدام باخودشان می‌گویند کل زندگی و همسرشان یک دروغ بزرگ است. همین‌جاست که روزگار تلخ می‌شود چون دیوار بی‌اعتمادی بلند شده و  دیگر هر جمله‌ای از همسر تعبیر به دروغی بزرگ می‌شود  که در گذشته هم وجود داشته و شما به آن توجه نکرده‌اید!

 دم دستش باشیم یا نباشیم؟

برای کسی که زیر ذره‌بین یک آدم شکاک گیر افتاده است هیچ چیزی بدتر از این نیست که شک او را با فرار از گستره کنترلش برانگیزد. اگر انتخاب کرده‌اید با فردی شکاک زندگی کنید و می‌خواهید زندگی‌تان آرام باشد باید سعی کنید تا حد ممکن در دسترسش باشید؛ مثلا به تماس‌های تلفنی‌اش جواب دهید یا پیش از آنکه سوال و جواب را آغاز کند برخی مسائل را که گمان می‌کنید شک‌برانگیز است به او توضیح دهید. برای نمونه هنگام خروج از خانه به او بگویید کجا می‌روید یا برایش یادداشت بگذارید.

یکی از سیاست‌های مناسب در تعامل با افراد شکاک، اعتمادسازی است؛ اعتمادسازی مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که برای افزایش اعتماد بین زوج به‌خصوص در ماه‌های اول پس از ازدواج اتفاق می‌افتد.

 اگرچه هر انسانی چه مجرد و چه متاهل حیطه‌ای شخصی و خصوصی دارد که حتما باید از آن محافظت کند اما گاهی لازم است برای عمیق‌تر کردن پیوند اعتماد میان دو زوج، هر دو یکدیگر را به بخش‌هایی از حریم خصوصی‌شان راه دهند. برای مثال استاد دانشگاهی که متوجه شده همسرش دلمشغولی درباره تماس‌هایش دارد گاهی به او می‌گوید که به جای خودش به تلفنش پاسخ دهد و به دانشجوهایش بگوید که او فعلا درگیر کار است و نمی‌تواند به سوال‌های‌شان جواب دهد و باید بعد تماس بگیرند.

توجه داشته باشید منظور از اعتمادسازی به هیچ‌وجه تسلیم شدن کامل در برابر فرد شکاک نیست. اگر شما تمام و کمال در برابر چنین همسری تسلیم شوید، او دائما سعی می‌کند با سلطه‌جویی بیشتر، دنیای بسیار شخصی و خصوصی‌تان را فتح کند پس باید به طرف مقابل‌تان نشان دهید که هرقدر هم بازخواست‌تان کند بخشی از زندگی شما جزء حریم بسیار خصوصی‌تان است و مایل نیستید درهای آن را حتی روی همسرتان بگشایید.
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه