عدل به تمامى معانى آن به نحوى در علم کلام مورد بحث و بررسى قرار مى‏گیرد؛ لکن آنچه بیشتر از سایر معانى آن مورد نقض و ابرام واقع گشته و سبب جدایى عدلیه (امامیه و معتزله) از اشاعره است، "عدل" به معناى ضرورت رعایت استحقاق‏هاى مکلفان در مقام جزا ( پاداش و عقاب) است.

عدل در اصول دین

عدل در اصول دین

عدل به تمامى معانى آن به نحوى در علم کلام مورد بحث و بررسى قرار مى‏گیرد؛ لکن آنچه بیشتر از سایر معانى آن مورد نقض و ابرام واقع گشته و سبب جدایى عدلیه (امامیه و معتزله) از اشاعره است، “عدل” به معناى ضرورت رعایت استحقاق‏هاى مکلفان در مقام جزا ( پاداش و عقاب) است.

هر کارى را که از خدا صادر شود، عین عدل میدانند و معتقدند حتى اگر خدا تمامى انبیا و مؤمنان را به جهنم و تمامى کفار و مشرکان و منافقان را به بهشت ببرد (که امکان آن هم می‏رود!) این عمل خداوند عین عدل است.

عدلیه (با تمسک به حسن و قبح ذاتى و عقلى و اقتضائات ذات خداوند که خیر محض و کمال و علم و قدرت مطلق است) معتقدند: صدور قبایح از جمله ظلم از خداوند محال و رعایت محسنات از جمله عدل از جانب خداوند ضرورى و لازم است.

عدل بدین معنى که: دادگر است و به کسى ستم نمى نماید و کارى را بدون حکمت انجام نمى دهد، بنا براین هرچه را مى آفریند و روزى مى دهد و آنچه را مى دهد و باز مى ستاند از روى مصلحت است اگرچه ما نمى دانیم. همانطورى که اگر دکترى به بیمار خود داروئى داد مى دانیم که: در آن مصلحتى است گرچه آن مصلحت بر ما پوشیده باشد بنا بر این اگر دیدیم: خداوند متعال کسى را ثروتمند و دیگرى را تهیدست نموده، و یا به یکى شرافت بخشیده و به دیگرى نبخشیده، یا یکى را مریض کرده و دیگرى سالم است، و از این قبیل کارها… باید عقیده مند باشیم که: همه اینها از روى حکمت و مصلحت است گرچه ما به حکمت آن پى نبریم.

چنانچه در روایت آمده که حضرت موسى(ع) از خداوند درخواست کرد: برخى از دادگریهاى خود را که در ظاهر مشکل مى آید باو نشان دهد، خداوند باو فرمود که: به صحرا رود و بر سر چشمه آبى در کمین بنشیند تا جریانى را مشاهده کند. موسى (ع) بدانجا رفت و دید: اسب سوارى در سر چشمه پیاده شد و پس از رفع احتیاج از آنجا دور شد ولى هنگام رفتن فراموش کرد کیسه پول خود را همراه ببرد.

پس از چندى کودکى آمد کیسه را برداشت و رفت سپس پیر مرد کورى از راه رسید و مى خواست وضو بگیرد که دراین هنگام مرد سوار برگشت و چون کیسه پول خود را ندید پیر مرد نابینا را بسرقت پولش متهم ساخت، کشمکش بین این دو در گرفت تا اینکه بالاخره اسب سوار کور را کشت. خداوند به موسى وحى فرمود که: اسب سوار مال پدر کودک را دزدیده بود، مال را بورثه پدر: (همان کودک) برگرداندیم و کور پدر اسب سوار را کشته بود که اینک به کیفر خود رسید. این بود نمونه اى از عدل و دادگسترى خداوند، گرچه از نظر کوته بین ما درست نیست.

گردآوری : تهران ۹۸

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه