مصاحبه ای دشوار با محسن صفایی فراهانی

دغدغه های امروز محسن صفایی فراهانی
کما ذاکرزاده: مصاحبه کردن با محسن صفایی فراهانی یکی از دشوارترین کارهای ما در حرفه خبرنگاری ورزشی است. کسی که طنین صدایش از پشت تلفن هم با جذبه و قابل احترام است؛ بخصوص که ادبیات گفتاری او، شما را وادار می کند در جهت خواسته های درونی اش پیش بروید و مراقب باشید سوالی نکنید که مجبور به ترک گفتگو در مراحل آغازین مصاحبه شود!

با محسن صفایی فراهانی صحبت کردیم در شرایطی که خبر داشتیم وی به درخواست مسئولان سازمان لیگ برای شرکت در انتخابات برترین های فصل 94-93 پاسخ منفی داده و از انجام این مهم عذرخواهی کرده است. برایمان جذاب شد بدانیم کسی که سنگ بنای رقابت های حرفه ای لیگ برتر را بنا گذاشته الان در مورد فوتبال و فضای درون آن چگونه می اندیشد. حالا که به حاصل دسترنج دوران مدیریتیش نگاه می کند چقدر از اهدافی که ابتدا پس ذهنش می پرورانده به بار نشسته است.

صفایی فراهانی پس از سال ها سکوت به واسطه آشنایی با یک دوست مشترک پیشنهاد گفتگو از جانب ما را پذیرفت و در یک گفتگوی سرتاسر فوتبالی و ورزشی، اتفاقات درون این ورزش را از دیدگاه خودش مورد کنکاش قرار داد. اگر دوست دارید بدانید وی در حال حاضر چه دغدغه های ذهنی دارد و از همه مهمتر برای گره کور موضوع حق پخش تلویزیونی چه راهکاری پیشنهاد می دهد با ما در این مصاحبه همراه شوید.

برای شروع این گفتگو از حضورتان در رأس فدراسیون فوتبال صحبت کنید.

– راستش به من دستور دادند باید ریاست فدراسیون فوتبال را بپذیرم. من هم ابتدا قصد نداشتم وارد مقوله مدیریت ورزش شوم ولی وقتی اصرار دوستان را دیدم مردد شدم. باور کنید ساعت نه و نیم شب و در هنگام اخبار ورزشی تازه رفته بودم سراغ استخاره کردن در خصوص پذیرش این مسئولیت که دیدم اخبار ورزشی خبر صدور حکم ریاست فدراسیون به نام من را اعلام کرد. کتاب قرآن در دستم را بوسیدم و کنار گذاشتم، چون دیگر کار از استخاره و این حرف ها گذشته بود.

اگر مایلید از ابتدای فعالیت در حوزه فوتبال یادی کنید.

– در آن زمان ضعف آیین نامه و سیستم اداری قابل قبول و تشکیلاتی از همه بیشتر فوتبال را آزار می داد. من هم بیشتر در این مورد وقت و هزینه گذاشتم تا مشکلات حل شود.

در ابتدای ورود وقتی از هاشمی طبا حکم گرفتید با چه چیزی مواجه شدید؟

– به محض اینکه پایم را برای اوین بار به فدراسیون گذاشتم با اخطار هتلی مواجه شدم که مدعی بود تیم ملی تسویه حساب نکرده و بدون پرداخت پول این هتل را ترک کرده است. راستش تعجب کردم و پیگیر موضوع شدم. دیدم در فدراسیون سندی وجود دارد که نشان می دهد پول این هتل پرداخت شده است. مدارک را برای هتل مورد نظر در مالزی فرستادیم که معلوم شد این مدارک جعلی است و هیچ پولی به این هتل پرداخت نشده است. موضوع را به رییس وقت سازمان تربیت بدنی گزارش کردم. البته این موضوع برای من زیاد هم تازگی نداشت.

چطور؟

– می دانید که من قبل از این که فدراسیون فوتبال را مثل یک میراث مخروبه از رییس جمهور تحویل بگیرم عضو هیات رییسه فدراسیون فوتبال بودم و با حکم هاشمی طبا ارتباط نه چندان گسترده ای با مسائل مدیریتی فوتبال در دوران ریاست مصطفوی داشتم اما فکر نمی کردم آش اینقدر شور باشد.

راستی شما که به خاطر اختلاف نظر با هاشمی طبا از سازمان گسترش و نوسازی جدا شدید چطور دوباره ایشان برای شما حکم عضویت در هیات رییسه فدراسیون زدند و بعدا هم حکم ریاست به شما داده شد؟

– اختلاف نظرم با هاشمی طبا را تکذیب نمی کنم چون این قضیه دیگر اظهر من الشمس بود ولی اختلاف ما همیشه در چهارچوب احترام به توانایی های یکدیگر بروز می کرد. به همین دلیل هر دو با همدیگر اختلاف داشتیم و در عین حال همدیگر را قبول داشتیم و احترام هم می گذاشتیم. قضیه حضور من در پست ریاست فدراسیون هم پیشنهاد رییس جمهور وقت بود که توضیح دادم در این مورد غافلگیر شدم.

جریان داد و فریاد بر سر کارمند خانم در فدراسیون اولین موضوعی بود که در رسانه ها منتشر شد و از تندی اخلاق رییس جدید یاد کرد.

– یادم هست برای مسابقات فوتسال در سالن دوازده هزار نفری آزادی کفپوش های درجه یک از استرالیا سفارش دادیم و با کلی دوندگی توانستیم یک تخفیف کلی برای این کفپوش ها بگیریم. پروسه کمی طولانی شد. برای ترخیص و کار گذاشتن این کفپوش ها دو ر.وز فرصت دادم اما در این دو روز کار جمع نشد. احساس کردم این کارمند در وظایف محوله اش سستی کرده که کار به اینجا رسیده است. خب طبیعتا در چنین شرایطی هر مدیری عصبانی می شود و چاره ای جز داد و فریاد ندارد.

این اخم ها و این صورت بدون لبخند یادگار چیست؟

– نمی دانم در مورد چه موضوعی صحبت می کنید. من از بچگی با همین میمیک صورت بزرگ شدم. از همان ابتدا هم زیاد اهل خنده نبودم ولی این که اخمو باشم لطف شماست که شامل حالم شده.

نه، این صحبت ما نیست؛ این حرف کسانی است که در ریاست شما بر فدراسیون فوتبال،همکارتان بوده اند. آنها می گویند وقتی صفایی اخم می کرد، هیچ کس جرأت نزدیک شدن به اتاقش را نداشت؟

– والا چی بگم!

دوست داریم از ناگفته های مسافرت تاریخی تیم ملی به آمریکا و بازی در ورزشگاه رزبول لس آنجلس بشنویم. قضیه این مسافرت و درخواست ریاست جمهوری در این باره چه بود؟

– راستش یک هفته قبل از اعزام تیم به آمریکا از دفتر رییس جمهور با من تماس گرفتند و گفتند با شما کار دارند. من هم منتظر شدم تا رییس جمهور پشت خط آمد. خوب خاطرم هست. اولین جمله ای که در این مکالمه بین ما رد و بدل شد، این بود که رییس جمهور از من خواست برنامه سفر به آمریکا را لغو کنیم. من هم بدون معطلی گفتم امکان چنین چیزی وجود ندارد و متاسفانه برخلاف میلم مجبورم از این دستور تمکین نکنم که ایشان با همان ادب و متانت همیشگی این نکته را یادآور کردند که امکان دارد در این دیدار ما بازنده شویم و غرور ملی مردم جریحه دار شود. با توجه به این که آمریکایی ها میزبان بودند هم احتمال این اتفاق کم نبود. من هم در این مورد به رییس جمهور گفتم هیچ کس نم یتواند در مورد نتیجه یک بازی فوتبال تضمین دهد. من هم چنین تضمینی نمی توانستم بدهم اما قول دادم تیم تمام تلاش خودش را در این مسافرت و این دیدار دوستانه نشان دهد تا خدای ناکرده بازنده نشویم و خاطره پیروزی تاریخی بر آمریکا در جام جهانی 98 خدشه دار نشود.

آیا واقعا تلفن های محل اقامت تیم ملی در آمریکا شنود می شد؟

– بله، وقتی مجموعه مسائل آن روزهای تیم ملی را گرد هم می آورم به این نتیجه می رسم که تلفن های هتل محل اقامت تیم ملی در آمریکا توسط آمریکایی ها شنود می شد.

می شود به این اتفاقات اشاره کوتاهی داشته باشید؟

– وقتی در لس آنجلس ساکن شدیم، فردی که بعدا خودش را موسوی معرفی کرد با منصور پورحیدری تماس گرفته بود و از او خواسته بود به خاطر منافع ایران قید این بازی را بزنند و برگردند. پول زیادی هم پیشنهاد داده بود تا در ازای لغو این بازی پرداخت شود. طرف گفته بود علاوه بر این که دو میلیون دلار خسارت فسخ تفاهمنامه قرارداد این بازی را پرداخت می کند، دو میلیون دلار هم به خاطر این موضوع اضافه بر سازمان خواهد داد تا فدراسیون از این بابت حسابی منتفع شود. وقتی این موضوع را به من منتقل کردند به هتل دستور دادم دیگر تلفن های هیچ کدام از اعضای تیم را وصل نکنند و فقط خودم پاسخگو باشم. چندین بار با این شخص که نامش را موسوی عنوان می کرد صحبت کردم. هر بار یک اتفاق ناگوار به بازی تیم ملی ربط می داد و مدعی بود آمریکایی ها در این موارد توطئه کرده اند تا به تیم ملی ایران ضربه بزنند. حتی این تماس های تلفنی آنقدر زیاد شده بود که در دفعات آخر معمولا کارمان به جدال کلامی می کشید و مجبور می شدم جواب تهدیدهای او را بدهم. در این باره خاطرم هست که یک بار نژاد حسینیان با من تماس گرفت و موضوع تبلیغات نوشیدنی های الکلی در اطراف زمین محل بازی تیم ملی را پیش کشید و از من خواست یا در این مورد برای طرف مقابل شرط و شروط بگذارم یا بازی را لغو کنم و برگردم اما من موضوع بازی های جام جهانی را پیش کشیدم و گفتم تبلیغات دور زمین به ما ارتباطی ندارد. در هیچ شرایطی این دیدار را لغو نخواهم کرد. من به نژادحسینیان گفتم اگر می خواهید خدمتی انجام دهید بهتر است به فکر این تهدیدهایی باشید که از طرف گروه های مختلف مطرح می شود و درست چند ساعت بعد از این مکالمه بین من و نژادحسینیان طبقات بالا و پایین محل اقامت تیم ملی را تخلیه کردند و تدابیر امنیتی بیش از پیش شدید شد. من هم شستم خبردار شد که احتمالا این مکالمات شنود شده و نتیجه این موضوع همین تدابیر امنیتی ویژه برای تیم ملی ایران است.

چطور شد که تصمیم به جذب نیروهایی مثل محمد دادگان گرفتید و یک منتقد همیشگی را در صندلی کنار خودتان نشاندید؟

– من به انتقادات نگاه نمی کردم. در جذب نیرو، توانایی ها را می سنجیدم. پس از چند جلسه با دادگان متوجه شدم وی در بعضی موارد با شیوه مدیریت من اختلاف نظر دارد ولی چهارچوب ها یکی بود و متوجه شدم می توانم از او در تشکیلات اداره فوتبال کشور استفاده کنم. در نتیجه در جلسات سازمان لیگ از وی خواستم من را همراهی کند تا با شیوه کار گروهی من آشنا شود. کم کم با شرایط تشکیلاتی فدراسیون همگام شد و این دادگانی از آب درآمد که مشاهده کردید.

ماجرای واریز پول به حساب شخصی یک ایرانی نام آشنای مقیم دبی چه بود؟

– مصطفوی قبل از اینکه فدراسیون را ترک کند طی نامه نگاری به فیفا از تشکیلات فدراسیون های فوتبال خواسته بود مقداری از پول صعود به جام جهانی را به حساب شخصی فردی که عنوان می کنید بریزند. در این مورد هیچ سند و مدرک روشنی هم وجود نداشت که موضوع را تایید یا تکذیب کند. موضوع را خودمان پیگیری کردیم و متوجه شدیم این پول به حساب شخصی فرد مورد نظر واریز شده است.

پای صحبت صحبت ناگفته هایی صفایی فراهانی

و در نهایت چه شد؟

– هیچی، مشکل را حل کردیم. نمی توانستند مشکل را حل نکنند.

پول هتل مالزی را هم پرداخت کردید؟

– بله، از طریق سفارت ما در مالزی این هتل پیگیر مطالباتش شد و پولش را هم تمام و کمال دریافت کرد.

آیا صحت دارد بودجه فدراسیون در زمان آغاز ریاست شما دویست میلیون تومان بود و در هنگام خداحافظی شما از این پست بیست میلیون کاهش یافته بود؟

– بله، درست است. وقتی هاشمی طبا و بعدا مهر علیزاده رییس سازمان شدند توقع بیش از این هم نداشتم. من می دانستم نباید روی این بودجه حساب کنم کما اینکه در سال آخر ریاستم بودجه دولتی یکصد و هشتاد میلیون بود و فدراسیون سالیانه 4.5 میلیارد تومان درآمد داشت.

همین مسائل بود که گفتید فوتبال را به نامادری اش می سپارید؟

– فقط اینها نبود. محسن مهر علیزاده در توانیر به عنوان کارمند زیرمجموعه من کار می کرد. با اخلاق و روحیاتش کاملا آشنا بودم و می دانستم کار کردن با او خیلی سخت است و امکان دارد در ادامه راه به مشکلات بیشتری برخورد کنم. در نتیجه قید فدراسیون فوتبال را زدم.

چطور شد در دوران ریاست شما ما صاحب فدراسیون پرنفوذی در AFC شدیم که حتی در رأی گیری برای ریاست فیفا نقش تعیین کننده ای داشت؟

– این مهم یکدفعه حاصل نشد. من باید اقدامی می کردم که حکومت بیست و اندی ساله ولاپان در کنفدراسیون فوتبال آسیا پایان یابد. در این راه محمد بن همام را با خودم همراه و هم نظر دیدم. کسی که می توانست نظر مثبت سایر کشورهای عربی را برای این تغییر و تحول کسب کند. در نتیجه پیرامون این قضیه با او برنامه ریزی کردیم و خوشبختانه موفق هم شدیم. من وقتی در فدراسیون نشسته بودم، اتفاقات حول و حوش فوتبال دنیا و به خصوص آسیا را به طور کامل رصد می کردم و هرگز دوست نداشتم نقش یک ناظر در این جریانات را بازی کنم. من از همان ابتدا هم به قصد تعیین کننده بودن قبول مسئولیت کردم و خوشبختانه به نتیجه رسیدم.

وقتی از ریاست فدراسیون فوتبال استعفا دادید؟

– صبر کنید… من هرگز از ریاست فدراسیون فوتبال استعفا ندادم و نامه ای هم به این مضمون به مهرعلیزاده ننوشتم که وی بخواهد با این استعفا موافقت کند یا نکند!

پس جریان چه بود؟ می شود بیشتر توضیح دهید؟

– من گفتم فوتبال را به نامادری اش می سپارم و از سمت ریاست فدراسیون فوتبال کناره گیری می کنم. این با استعفا فرق دارد.

بعد از کناره گیری، از طرف فیفا با شما تماس نگرفتند تا ببینند این موضوع نتیجه دخالت دولت بوده یا نه؟

– چرا، از طرف فیفا با من تماس گرفتند و در این مورد سوال کردند. من هم گفتم خودم کناره گیری کردم و این موضوع هیچ ارتباطی به دولت و دخالت دولت در امور فوتبال ایران ندارد.

موضوع کمیته انتقالی و اتهام خیانت نیاز به توضیح جدید ندارد؟

– نه، این موضوع تمام شده و ماهیت دوستانی که به ما اتهام خیانت می زدند هم مشخص شده است. دیگر نه تمایلی برای صحبت کردن در این باره دارم و نه کسی مایل این قضیه را مجددا بشنود.

بعد از کناره گیری از مدیریت فوتبال، هیچ گاه هوس نکرده اید دوباره به این سمت برگردید؟

– نه، چرا باید هوس کنم دوباره رییس فدراسیون فوتبال شوم!

به هر حال جذابیت ریاست بر مطرح ترین ورزش کشور که اینقدر در جامعه رشد کرده، کم نیست.

– شاید اینگونه باشد ولی برای من مدیریت در فوتبال یک فصل از دوران زندگی ام بود که ورق خورد.

یعنی اصلا به ریاست مجدد بر فدراسیون فکر ن��ی کنید؟

– نه، دلیلی ندارد. الان باید عرصه برای جوان ترها باز شود تا در این حوزه خودی نشان دهند. حتی امیدوارم این جوانان کاری کنند که دیگر کسی به یاد صفایی فراهانی و دوران ریاستش بر فدراسیون فوتبال نیفتد.

سوالی که این روزها ذهن اهالی فوتبال را به خود مشغول کرده، موضوع حق پخش تلویزیونی است.

– خب؟

خیلی ها می گویند اگر فوتبال یک رییس مقتدر مثل صفایی فراهانی داشت، سازمان صداوسیما نمی توانست به صراحت حق پخش تلویزیونی را منکر شود.

– نمی دانم از این که خیلی ها من را به عنوان یک رییس مقتدر یاد می کنند باید خوشحال شوم یا ناراحت چون من در مدیریتم هیچ گاه دیکتاتور نبودم. در فدراسیون فوتبال هم قوانین را به زور توپ و تفنگ جا نینداختم. منتهی سعی کردم قوانین کاربردی برای اصلاح ساختار اداری فوتبال تدوین شود و از آن مهمتر به قوانین که وضع شده احترام بگذاریم و در هیچ شرایطی از آن تخطی نکنیم.

سازمان صداوسیما موضوع حق پخش تلویزیونی را بعد از گذشت پانزده سال از رقابت های لیگ برتر اصلا از بیخ و بن منکر شده، چرا؟ اصلا چرا به اینجا رسیده ایم و راه حل این قضیه به دست چه کسی یا کدام نهاد است؟

– اگر دوای درد فوتبال را در جایی غیر از فوتبال جستجو کنیم، اولین گام اشتباه را برداشته ایم. پس دوای درد فوتبال و موضوع حق پخش هم دقیقا به دست خانواده فوتبال حل می شود. شما وقتی فدراسیونی دارید که خودش به قوانین وضع شده توسط خودش پایبند نیست و گاهی اوقات در اجرای قوانین گردش به چپ و راست می کند، آن وقت چه توقعی از سازمان صداوسیما دارید که به قوانین فوتبال احترام بگذارد و موضوع حق پخش را به رسمیت بشناسد؟

چرا در رأی گیری انتخاب برترین های لیگ برتر شرکت نکردید؟

– وقتی حضور فعالی در عرصه فوتبال ندارم نباید در این انتخابات شرکت می کردم. این انتخاب ها برای کسانی است که عضو فعال خانواده فوتبال کشور باشند.

ظاهرا فقط شما هستید که خودتان را عضو خانواده فوتبال نمی دانید اما خانواده فوتبال شما را عوض خودشان می دانند و در هر حال برای شما احترام قائل هستند.

– لطف دارید ولی این واقعیت ماجرا است. من اگر شرکت می کردم به فوتبال ظلم کرده بودم. نه این که به خاطر شرکت نکردن در این انتخابات مورد سوال قرار بگیرم.

اگر حرف خاصی مانده بفرمایید.

– خیر. برای همه مخاطبان رسانه شما آرزوی موفقیت دارم./ همشهری تماشاگر

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه