مهاجرت از کشوری به کشور دیگر و از قاره ای به قاره دیگر در همیشه تاریخ باب بوده اما برای آنها که می روند چه در پی دارد؟ منفعت یا سرگردانی؟

مجله اینترنتی برترین ها




هفته نامه زندگی مثبت - معصومه سلیمی نسب: در طول چند دهه گذشته، میزان مهاجرت (هم داخل کشور و هم به کشورهای دیگر) به طور چشمگیری افزایش یافته است. سفر آسان تر، دسترسی بیشتر به اطلاعات در مورد کشورها و شهرهای دور، بستگان دو دوستانی که مهاجرت کرده اند و فرصت هایی برای توسعه استانداردهای زندگی به مهاجرت افراد و خانواده ها دامن زده است.

به کجا چنین شتابان؟

مهاجرت شامل گروه های متنوعی می شود. هر فردی متعلق به هر طبقه ای و با هر جنسیتی، مهاجرت می کند. طبق آمار غیررسمی بیشتر از 3 میلیون ایرانی مهاجرت کرده اند که در حال حاضر در بیشتر از 50 کشور جهان حضور دارند و از میان این کشورها بیشتر در آمریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، ترکیه و استرالیا ساکن هستند.

سن متوسط این جمعیت بین 25 تا 32 سال و تقریبا جمعیت زنان با مردان مساوی است. ایرانیان از ثروتمندترین مهاجران محسوب می شوند و حدود 400 میلیارد دلار در جهان سرمایه گذاری کرده اند ولی اوضاع همیشه برای همه مهاجران مساعد نبوده و نخواهد بود. جدا از منافعی که در مهاجرت وجود دارد، عواقب سخت و دشوار این رویداد هم کم نیست که در این نوشته به اختصار به آنها پرداخته ایم.

مهاجرت و جنبه های مثبت اش در تاریخ

مهاجرت جنبه های مثبتی هم حتما دارد که همیشه آدم هایی را که به قول شازده کوچولو جایی که هستند را خوش ندارند، ترغیب کرده به رفتن به جای دیگر. نگاه کلی به این پدیده متوجه مان خواهد کرد که مهاجران، نوآوری و فرهنگ های تازه به کشور میزبان می برند و به دلیل تنوع فرهنگ های مختلف کشور میزبان غنی خواهد شد. همچنین حقوق بازنشستگان کشور مقصد، از طریق مالیات های مهاجران تازه وارد تامین خواهد شد.

 البته ممکن است به دلیل دستمزد اندک، مهاجران تازه وارد دچار افسردگی شوند اما به نظر می رسد این حالت در بیشتر مواقع گذراست. از طرفی، در کشورهای مبدأ نرخ بیکاری کاهش پیدا می کند و مهاجران جوان چشم انداز زندگی خود را بالا می برند و در صورتی که برگردند پس اندازها و ارتباط های بین المللی خود را به کشورشان وارد می کنند ولی کشور مبدأ نیروی کار جوان و پر انرژی و تحصیلکرده خود را از دست می دهد.

همینطور ممکن است کارگران و کارمندانی که حاضر به دریافت دستمزد کمتر در کشور جدید شان باشند به کارفرمایان این اجازه را بدهند که از آموزش نوآوری و بهره وری چشم پوشی کنند. احتمال مورد سوءاستفاده قرار گرفتن مهاجران هم کم نیست.

غم و اندوه در کنار امید و پیشرفت

مهاجرت برای خانواده های مهاجر ترکیبی از تجربه های مختلف را همراه خواهد داشت. به این دلیل که هم می تواند باعث امید بیشتر و انتظار برای بهبود اوضاع زندگی شود و هم با حس عمیق غم و اندوه همراه باشد.

به کجا چنین شتابان؟

عوامل موثر بر خانواده های مهاجر و پناهندگان عبارتند از غم و اندوه، استرس بعد از جدایی، کمبود یا نداشتن ارتباط های اجتماعی؛ محدودیت های زبانی، اف��ایش تنش بین نسل ها به دلیل برخورد ارزش ها و آداب و رسوم، مشکلات اسکان مربوط به رفاه و حمایت مالی، اشتغال، فراهم کردن مسکن مناسب و مقرون به صرفه، نژادپرستی و موانعی در هماهنگی با سیستم آموزش و پرورش کشور مقصد.

پرسش هایی که قبل از مهاجرت باید از خود بپرسیم

برخی پرسش ها می توانند تا حدی به سنجش میزان اضطراب و مشکلات مربوط به تجربه خانواده مهاجر کمک کنند از جمله:

* دلایل شما برای ترک کشورتان چه بود؟

* آیا دنبال این هستید که روزی به محل قبلی خود برگردید یا این زندگی جدید را برای همیشه ادامه دهید؟

* اینجا چه چیزهایی برای شما و خانواده تان بهتر است؟

* تغییراتی که تجربه کرده اید چه اثری روی شما و خانواده تان گذاشته است؟

این نکته مهم است که هر کدام از اعضای خانواده پاسخ متفاوتی به این پرسش خواهند داشت و اثر مهاجرت بر تحول وضعیت روانی، اجتماعی و جسمی در طول زمان مشخص خواهد شد.

مهاجرت، دوری، نزدیکی

اگر بخواهیم روی نقاط مثبت تمرکز کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که مهاجرت می تواند بر پویایی خانواده اثر مثبت داشته باشد. همچنین تجربه مهاجرت در خیلی از موارد باعث تحکیم پیوندهای خانوادگی می شود و می تواند اعضای خانواده را به سمت احساس وابستگی بیشتر به همدیگر و محافظت از هم سوق دهد؛ در حالی که جوامع غربی خیلی فردگرا هستند و بسیاری از خانواده های تازه وارد به این جوامع از فرهنگ هایی می آیند که خانواده های گسترده و علاقمند به معاشرت دارند.

در چنین حالتی پس زمینه های فرهنگی خیلی موثرند. فشارهای فوق العاده ای بر افراد برای سازش با هنجارهای فرهنگ جدید وارد می شود که این موضوع می تواند باعث تنش هایی در خانواده شود اما حس تعلق به فرهنگ خانوادگی عامل محافظتی برای حفظ سلامت و تندرستی روانی خانواده است.

اگر جوان ها به میراث فرهنگی خود افتخار یا برای حفظ هویت فرهنگی خود تلاش کنند، مهاجرت برای آنها دردسرهای کمتری به وجود می آورد.

سرگردانی میان دو فرهنگ و بحران هویت

البته احساس سرگردانی بین 2 فرهنگ که هر کدام خواسته های متفاوتی دارند، مشکلات زیادی برای جوانان و نوجوانان به وجود می آورد چون آنها از یک طرف باید علاقه و احترام به میراث فرهنگی خانواده نشان دهند و از طرف دیگر با فرهنگ جدید سازگاری پیدا کنند تا بتوانند زندگی خود را در محل تازه پیش ببرند.

اگر جوان ها از فرهنگ و آداب خود فاصله بگیرند تضاد فرهنگی بین نسل اول و دوم خانواده (فرزندان و والدین) و در نهایت بحران هویت به وجود خواهد آمد.

تضعیف پدر و مادر

با وجود این وقایع، تغییر در ساختار سنتی خانواده ایجاد و جایگاه پدر به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده تضعیف خواهد شد. به همین دلیل دیگر عنوان سرپرست خانواده برای او معنایی نخواهد داشت.

به کجا چنین شتابان؟

اگر مادر خانواده هم با قرار گرفتن در موقعیت تازه دنبال پیدا کردن جایگاهی در اجتماع برای خود باشد و از وضع خانواده اش غافل شود، طلاق رخ خواهد داد تا جایی که طبق تحقیقات، میزان طلاق بین ایرانیان ساکن آمریکا و اروپا 10 برابر میزان طلاق در ایران است و این رقم بین مهاجران ایران در کشورهای اسکاندیناوی (سوئد، نروژ، فنلاند و ...) به رقم 3 در هر 4 ازدواج می رسد.

مهاجران نروژی و افزایش اسکیزوفرنی

طبق یک مطالعه نرخ اسکیزوفرنی میان نروژی هایی که به ایالت متحده مهاجرت کرده بودند، بیشتر از نروژی هایی بود که در وطن شان مانده بودند. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که آثار مهاجرت روی سفیدپوستان به طور دقیق همان هایی نیست که برای آفریقایی ها و کارائیبی ها به وجود می آیند.

مطالعات متعددی در انگلستان نرخ بالای اسکیزوفرنی را میان گروه های مهاجر به خصوص آفریقایی کارائیبی ها نشان داده است. اولین فرضیه درباره نرخ بالای اسکیزوفرنی در میان مهاجران می گوید کشورهایی که مهاجران از آنها می آیند خودشان دارای نرخ بالاتر اسکیزوفرنی هستند.

دومین فرضیه نشان می دهد احتمال مهاجرت افرادی که مستعد بیماری های روانی از جمله اسکیزوفرنی هستند بیشتر است. این مسئله می تواند به ی بی قراری ذاتی به عنوان پیش درآمد یک بیماری روانی و احساس تمایل به دوری از جامعه نسبت داده شود که مهاجرت باعث بروز روحیه بد فرد بیمار خواهد شد.

فرضیه سوم این است که مهاجرت عاملی استرس زاست و اگر افراد آسیب پذیر مهاجرت کنند به سمت بروز عوارض روانی می روند. به نظر می رسد فرد 12-10 سال بعد از مهاجرت دچار اسکیزوفرنی چون سایر عوامل ایجادکننده اضطراب در این سال ها بر فرد فشار می آورند.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه