من و شما دنبال پول، موقعیت اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر می گردیم اما ته ماجرا آن چیزی که برایمان اهمیت دارد رسیدن به آرامش است تا بتوانیم راحت تر زندگی کنیم. سوال اینجاست که چرا با وجود این همه تلاش به آرامش نمی رسیم یا خیلی زود از دستش می دهیم؟

مجله اینترنتی برترین ها



هفته نامه زندگی مثبت: من و شما دنبال پول، موقعیت اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر می گردیم اما ته ماجرا آن چیزی که برایمان اهمیت دارد رسیدن به آرامش است تا بتوانیم راحت تر زندگی کنیم. سوال اینجاست که چرا با وجود این همه تلاش به آرامش نمی رسیم یا خیلی زود از دستش می دهیم؟ این بار از دیدگاه تئوری انتخاب به این موضوع نگاهی انداختیم.

چرا با این همه تلاش، باز هم به آرامش نمی رسیم؟

تئوری انتخاب و استرس

برداشت کلی تئوری انتخاب از رفتار ما این است که هر رفتاری که از انسان سر می زند عمومی و هدفمند است و غالبا بیشترین و بهترین تلاش فرد برای رسیدن به خواسته هایش آن رفتار را مخ سازد. رفتار می تواند موثر (فرد را به خواسته هایش برساند) یا نا موثر باشد (او را با وجود تلاش و کوشش اش به خواسته اش نرساند) همانطور که گفته شد بر اساس تئوری انتخاب رفتار انسان از تفاوت و شکاف بین خواسته ها و داشته هایش نشأت می گیرد و از 4 بخش تشکیل می شود؛ 1- عمل، 2- فکر، 3- احساس، 4- فیزیولوژی یا عملکرد بدنی.

رفتار کلی اغلب به شکل ماشین یا خودرویی توصیف می شود که به عنوان واحدی منسجم عمل می کند. در این ماشین چرخ های جلو عبارتند از فکر و عمل و چرخ های عقب احساس و فیزیولوژی را شامل می شوند و تمام رفتارهای انسان از یک آب خوردن ساده گرفته تا خودکشی از این 4 مرحله تشکیل می شوند و هیچ کدام از آنها بدون دیگری نمی تواند حضور داشته باشد اما یکی دیگر از مفاهیم بسیار مهم در تئوری انتخاب نیازهای درونی انسان است که به اعتقاد ویلیام گلسر تمام کارهایی که ما انجام می دهیم روشی برای ارضای این نیازهاست.

پس آشنایی و شناخت نیازهای درونی ما از اهمیت بسیار فوق العاده ای برخوردار است و به ما کمک می کند بهتر با مشکلات زندگی مواجه شویم و به آرامش برسیم. انسان 5 نیاز اساسی دارد که به غیر از نیاز اول که فیزیولوژیک است و مربوط به بدن می شود، بقیه نیازهای روان شناختی انسان هستند.

اضطراب یک احساس و هیجان است و زمانی که 2 چرخ جلویی ماشین یعنی فکر و عمل ما در راستای ارضای سالم و سازنده نیازمان حرکت نمی کند، اضطراب به عنوان یک احساس هشدار دهنده در بدن مان شکل می گیرد و پیام آن این است که چیزی درون ما درست کار نمی کند و به بررسی نیاز دارد.

مقابله با مفهوم اضطراب به قول گلسر اضطراب گری در تئوری انتخاب به بررسی نیازهای انسان در زمان حال و انتخاب فکر و عمل همسو با آن بستگی دارد.

ناز به بقا: سلامت - آرامش - رابطه - غذا

این نیاز در ما وجود دارد تا به عنوان یک فرد زنده بمانیم و به عنوان یک گونه، تولید مثل کنیم و نسل مان دوام و بقا داشته باشد. این نیاز شامل غذا، پوشاک، مسکن، هوا، امنیت، گرما، سلامت جسمانی و میل و کشش هورمونی به انجام عمل جنسی است. البته عمل جنسی به غیر از هورمون ها که پایه فیزیولوژیک دارند، محرکات و برانگیزاننده های دیگری نیز می تواند داشته باشد مانند عشق، قدرت، تفریح، لفت و شاید گاهی مواقع آزادی.

بقا، نیاز به احساس امنیت برای تامین پایدار دیگر نیازهای اساسی را نیز شامل می شود. به طور دقیق تر یعنی داشتن درآمد و پول (تامین مالی) برای پرداختن هزینه برآورده سازی نیازها.

نیاز به عشق و احساس تعلق

ما به عشق ورزیدن و مراقبت کردن از دیگران نیاز اساسی داریم. همچنین نیازمند توجه به نیازهای دیگران هستیم و از همه مهمتر داشتن این باور که ما نیز برای دیگران عزیز و دوست داشتنی هستیم و دیگران به نیازهای ما توجه دارند و ما برای شان اهمیت داریم.

چرا با این همه تلاش، باز هم به آرامش نمی رسیم؟

این نیاز دربر دارنده روابط خانوادگی، دوستی و رفاقت، روابط شغلی و روابط با آشنایان و اطرافیان است و به ما احساس پیوند و تعلق و تنها و بی کس نبودن می بخشد. گلسر در کتاب تئوری انتخاب اینگونه بر اهمیت این نیاز تاکید می کند: «فقدان پیوند و رابطه با دیگران یا وجود رابطه ناخشنود، تقریبا منبع اصلی تمامی مشکلات روانشناختی پایدار افراد است؛ بنابراین هدف اصلی مشاوره بر اساس واقعیت درمانی کمک به افراد برای ایجاد رابطه و پیوند یا بازسازی و بهبود رابطه و پیوندشان با نزدیکان و عزیزان شان است. کسانی که افراد مهمی برایشان محسوب می شوند و با آنها در تعامل هستند یا دوست دارند به آنها نزدیک شوند.»

علاوه بر این، گلسر تاکید می کند که قطع رابطه یا پیوند که جزء لاینفک بیشتر مشکلات روانشناختی افراد است، به تمام انواع روابط انسانی، اعم از رابطه زناشویی، روابط بین والدین و فرزندان، روابط معلم و شاگردان و بین همکاران را رییس و کارکنان قابل تعمیم است.

به عقیده گلسر، صرفنظر از نوع مشکل و نشانه های آن، همواره «قطع رابطه» یا «ارتباط نارضایتبخش» علت زیربنایی مشکلات روانشناختی از جمله اضطراب و ... است.

نیاز به قدرت و ارزشمندی

این نیاز برای احساس قدرت و ارزشمندی، کارآمدی و پیشرفت است. قدرت در تئوری انتخاب به معنای زورگویی یا سلطه بر دیگران نیست. منظور از نیاز به قدرت در اینجا «قابلیت و توانایی» داشتن است. اگرچه نیاز به قدرت در بسیاری افراد آنها را به سوی رقابت هدایت می کند.

نیاز به آزادی: قدرت انتخاب - استقلال

چهارمین نیاز روانشناختی، آزادی است که به معنای نیاز به استقلال و خودمختاری است. امکان و توانایی انتخاب کردن، آفریدن، کشف کردن و بیان آزادانه خود، داشتن حریم شخصی، جابجا شدن و حرکت کردن در محیط زندگی و احساس محدودیت و اجبار نداشتن در تعیین انتخاب ها و اراده آزاد.

چرا با این همه تلاش، باز هم به آرامش نمی رسیم؟

طبیعی است که اگر فرد احساس کند بخشی از این نیاز تامین نشده یا به درستی تامین نمی شود، آرامشش را از دست خواهد داد.

نیاز به تفریح و لذت

پنجمین نیاز روانشناختی ولی نه کم اهمیت ترین آنها نیاز به تفریح است. همانطور که ارسطو انسان را مخلوقی که می تواند بخندد تعریف کرده است. آدمی می تواند شوخی کند. او شوخی، خنده و لذت بردن از انجام کارهای غیر جدی و بازی را دوست دارد. بنابراین تفریح یک مفهوم فلسفی است.

یونانی ها از فضیلتی نام می بردند که معنایش تفریح کردن است. گرایش به لذت بردن از کار، شوخ طبیعی حتی درباره مسائل جدی، سرگرمی خاص خود را داشتن، علاقمند بودن یا هیجان زده شدن، در خصوص پروژه های کاری یا اوقات فراغت و تعطیلات از نیاز به تفریح نشأت می گیرد. همچنین گلسر معتقد است تفریح پاداش درونی یادگیری است.

کارشناس: دکتر پرویز رزاقی - روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد

تنظیم: احسان صادقی

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه