کارنامه درخشان سعید خلیلی در صنعت ایران

سعید خلیلی و کارهای ارزنده اش در صنعت

«کشورهای پیشرفته مدیون و ساخته شخصیت های ارزنده خودشان هستند»؛ اگر مهندس بازرگان امروز در قید حیات بود، شاید بار دیگر همین جمله را در واکنش به درگذشت عضو دیگری از خانواده صنعتگر خلیلی تکرار می کرد. او که با خلیلیِ «پدر» هم دوره بود و در برهه ای همکاری داشت، چنین تعبیری را در وصف «محمود خلیلی عراقی» به کار برده بود. سعید خلیلی عراقی سومین فرزند مرحوم «محمود خلیلی» مبدع صنعت گاز در ایران و برادر کوچکتر «محسن خلیلی» از بنیان گذاران گروه صنعتی بوتان، 31 تیرماه بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.

«کشورهای پیشرفته مدیون و ساخته شخصیت های ارزنده خودشان هستند»؛ اگر مهندس بازرگان امروز در قید حیات بود، شاید بار دیگر همین جمله را در واکنش به درگذشت عضو دیگری از خانواده صنعتگر خلیلی تکرار می کرد. او در سن 83 سالگی رخت عافیت پوشید. در حالی که تا پیش از فوت، هیچ گاه ردای کار و فعالیت صنعتی را از تن به در نکرد. کسی که همواره درد «توسعه» داشت و همچون برادر بزرگترش، راه گذار ایران به کشوری پیشرفته در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را در برقراری توسعه و تداوم آن می دانست.

زنده یاد سعید خلیلی، در مراسم روز ملی صنعت و معدن ایران که دهه اول تیرماه امسال برگزار شد، به عنوان پیشکسوت نمونه صنعت ایران در سال 94 انتخاب شد؛ به این ترتیب، برگ دیگری از افتخارات به کارنامه بیش از 6 دهه فعالیت صنعتی سعید خلیلی که در مسجد جامع شهرک غرب تهران برپا شد، چهره های پرشماری از دولت و بخش خصوصی حضور یافتند و یاد او و خدمات اقتصادی و صنعتی وی را گرامی داشتند.

سعید خلیلی

سعید خلیلی

تعبیر یکی از حاضران در این مراسم شاید عظمت جایگاه سعید خلیلی و خاندان صنعتگر وی در ایران را به نمایش بگذارد، آنجا که گفته شد «امروز نیمی از GDP ایران در اینجا- مسجدجامع شهرک غرب- حاضر شده اند.»

از اوکلاهاما تا چراغ گاز

در ایران، خانواده های صنعتگر شاید معدود و انگشت شمار باشند اما همان تعداد اندک در جغرافیای اقتصادی و صنعتی کشور ایالات بزرگی را شکل می دهند. خدمات این خانواده ها نه تنها در عرصه های اقتصادی که در رمینه های اجتماعی و فرهنگی نیز قابل توجه بوده و خاندان «خلیلی عراقی» یکی از این هاست.

بزرگ این خاندان کسی نبود جز «محمود خلیلی»، کسی که در ابتدای دهه 1300 خورشیدی تدریس فیزیک را رها کرد و با پول وثیقه خانه همسرش، در خیابان چراغ گاز تهران کارگاه تعمیر ماشین آلات صنعتی خود را به راه انداخت. به این ترتیب، خلیلی بزرگ اولین حرفه مستقلش را در شهریور 1307 خورشیدی شروع کرد. او که روحانی زاده بود، تا زمان تاسیس تعمیرگاه، بنا بر سنت قدیمی، قبا بر تن می کرد و عمامه می گذاشت و در این سال با اجازه پدر این جامه را کنار گذاشت و کت و شلوار پوشید.

در سال هایی که بیش از 90 درصد منازل تهران فاقد روشنایی بود، محمود خلیلی تاسیسات روشنایی برخی از نهادها و سازمان ها را به دست گرفت. و در این اوضاع و احوال بود که سعید خلیلی پا به جمع خانواده گذاشت. او که از کودکی در کنار پدری مبتکر و صنعتگر و برادری دانش آموخته و عاشق صنعت- محسن خلیلی- قرار گرفته بود، به دانش و صنعت دلبستگی ویژه پیدا کرد.

فرزند سوم خانواده خلیلی، بعد از تحصیلات دبیرستانی در مدرسه البرز تهران به آمریکا سفر کرد و در رشته مهندسی برق از دانشگاه اوکلاهاما فارغ التحصیل شد. او در سال 1335 به ایران بازگشت و ابتدا در کنار پدر به خدمات آبرسانی اضطراری شهر بزرگ تهران مشغول شد.

خلیلی پدر که پیش از بازگشت سعید، یکی دیگر از پسران مهندس خود- محسن- را همراه خود به آمریکا و انگلستان برده بود، به مطالعه روی صنعت گاز در این دو کشور پرداخت تا این صنعت را در ایران پایه گذاری کند. پس از بازگشت پدر و محسن از این ماموریت، سعید نیز که دغدغه فعالیت صنعتی آرامش نمی گذاشت با دو عضو ارشد خانواده همراه شد و به این ترتیب گروه صنعتی بوتان توسط خاندان «خلیلی»ها تاسیس شد.

سعید سپس در خدمت پرد، رشته صنعتی ساخت سیلندر گاز مایع و وسایل گازسوز را در همین شرکت پایه گذاری کرد و در این بنگاه بزرگ صنعتی به مدت پنجاه و هشت سال برای ابداع و تولید انواع مخازن و لوازم خانگی تلاش های فراوانی به خرج داد. یکی از تلاش های وی در طول این مدت، ساخت ده میلیون آبگرمکن گازی برای کشور و خدمت به صرفه جویی انرژی در کشور است که جامعه صنعتی ایران آن را مدیون تلاش های سعید خلیلی هستند.

محسن خلیلی

محسن خلیلی

زنده یاد سعید خلیلی از جمله مدیران و کارآفرینان مطرح ایران بود که به گواه دوستان و همراهانش، مخالف سرسخت شکاف میان مدیریت و کارکنان بنگاه های اقتصادی و صنعتی بود. او نیز به مانند برادر بزرگتر خود- محسن خلیلی- آزادی و توسعه را لازم و ملزوم یکدیگر می دانست و از هر تلاشی برای دستیابی به توسعه در تمامی زمینه ها از جمله اقتصادی و اجتماعی دریغ نمی کرد. سرگذشت سعید خلیلی و ماجراهایی که او و برادرانش در بوتان از سر گذرانده اند، عجیب و در پاره ای از روایت ها دردناک است.

چه در دوره پیش از انقلاب و چه در 22 سال از سال های ابتدایی جمهوری اسلامی، او و بوتان تجربه های تلخی از ناملایمتی ها و سیلی خوردن ها را در برابر دولت ها از سر گذرانده اند که بسیاری از آن وقایع در سینه خانواده خلیلی ها محبوس شده است.

شاید گوشه ای از مشکلات و تنگناهایی که یک کارآفرین در ایران می تواند تجربه کند، در کتاب خاطراتی از سعید خلیلی عراقی نقش بسته باشد: «… کمی قبل از آغاز انقلاب، تعدادی از کارگرهای قدیمی صنعتی بوتان بازنشسته شدند و به جای آنها چند کارگر جدید به استخدام این شرکت درآمدند.

رییس کارخانه- که عضو یکی از گروهک ها بود- یکی از مسئولیت هایش جوابگویی به کارگران و آرام نگه داشتن محیط کارخانه بود اما با تمام قوا سعی می کرد تا سعید را در مقابل کارگران قرار دهد و آنان را چنان برآشفت که یک روز تمام از خروج سعید از کارخانه جلوگیری کرده و او را به عنوان گروگان نگه داشتند. سعید به تنهایی و بدون حضور رییس کارخانه و یا شخص دیگری در یک سالن دربسته با 870 کارگر به مدت چهار ساعت جلسه ای برقرار کرد و بالاخره با نیمه توافقی جلسه را به پایان رسانید و کارگران به سر کارهای خود مراجعت کردند و تولید به صورت عادی بازگشت.»

شادروان سعید خلیلی که روز چهارشنبه 31 تیرماه سال جاری چشم از دنیا فروبست عضو هیات مدیره شرکت ابزارسرا و انجمن مدیران صنایع ساوه و سال ها عضو هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران بود. شاید این عنوان که همفکران دیروز و امروز سعید خلیلی عراقی به او نسبت داده اند، بی اغراق باشد که «او استیو جابز صنعت ایران بود.» / هفته نامه صدا

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه