نزدیک ترین جایی که می توانید میان نمایش ها استراحت کنید، کافه تریای تئاتر شهر است در بخش ورودی تالار چهارسو. کافه ای که گاه تبدیل می شود به محل اجرای نمایش. فقط اشکالش این است که افراد زیادی می خواهند از این نزدیکی استفاده کنند.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله همشهری 6 و 7 - حبیبه بدری: تئاتر شهر و پارک دانشجو، همه سال پر است از تئاتر خوانده ها و نخوانده ها. آنها که بازی می کنند و آنها که بازی بازیگران را تماشا می کنند.

برای همین رفته ایم سراغ کافه های دور و بر تئاتر شهر، آنقدر دور و بر که لازم نباشد حتی تا میدان انقلاب هم قدم رنجه کنید. این محدوده از ضلع شرقی پارک دانشجو بسط بیشتری دارد تا بلک باکس حافظ، سالن فردوسی و تالار رودکی را هم پوشش دهد.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

1- کافه ای در دل تئاتر

نزدیک ترین جایی که می توانید میان نمایش ها استراحت کنید، کافه تریای تئاتر شهر است در بخش ورودی تالار چهارسو. کافه ای که گاه تبدیل می شود به محل اجرای نمایش. فقط اشکالش این است که افراد زیادی می خواهند از این نزدیکی استفاده کنند.

به این ترتیب خیلی زود صندلی های محدود کافه برپا می شود. اصلا هم انتظار دنج بودن نداشته باشید، به خصوص وقتی تالار سایه اجرا داشته باشد. کافه چهارسو عصرها به راه است و شنبه ها تعطیل. اگر گذرتان به این کافه افتاد حتما شربت خیار و سکنجبین را امتحان کنید.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

2- از خارک تا پارک


خیابان خارک، خیابان استراتژیکی به حساب می آید البته نه به اندازه جزیره هم نامش چون از بالا (شمال) می رسد به خیابان انقلاب و از پایین (جنوب) می خورد به خیابان نوفل لوشاتو، درست رو به روی سفارت فرانسه. آن صحنه از فیلم «رد کارپت» را که عطاران پاسپورتش را به شیشه چسبانده و سفرش به «کن» قطعی شده، همین جا گرفته اند.

البته اهمیت خیابان نوفل لوشاتو در این متن به سفارت فرانسه، بلکه به «پیتزا داوود» بر می گردد! همان پیتزافروشی قدیمی که پیتزاهایش نه به سبک آمریکایی و نه ایتالیایی است و کاملا بومی شده. تا آماده شدن پیتزا هم یک مشت پر «مارتادلا» می گذارند روی میزتان که آدم را یاد داستان «هانسل و گرتل» می اندازد! همان بچه هایی که قرار بود پروار شوند تا لقمه چرب تری باشند.

3- فست فود خانگی


اگر به امید غذاهای خانگی می روید به «خانگی» تا آنچه خانم خانه، در طبقه بالا آماده می کرد و آقای خانه پشت دخل حساب می کرد را میل کنید، دست نگه دارید. دیگر خبری از آن «خانگی» خانوادگی که حس بودن در خانه را به تان می داد نیست. به اسم هم یک تنور اضافه شده و «تنور خانگی» با همان لوگو و دکور تبدیل شده به فست فود. هرچند اهالی «خانگی» قبلی هم می گفتند که کارشان فست فود ایرانی است و خوراک شان را در نان های کوچک پولکی می گذاشتند جلوی مشتری اما در «خانگی» جدید پیتزا، پاستا، ساندویچ های ژامبون و هات داگ و برگر جای کوکوسبزی و سیب زمینی، چقرمه، کتلت و مانند این ها را گرفته اند. حالا استیک با سس میگو، لازانیا، استیک مرغ، چیکن رل و میت رل تنها غذاهایی هستند که صفت خانگی بودن را یدک می کشند.

اما گر تصویری از «خانگی» قدیم نداشته باشید برای تان تفاوتی نمی کند. اگر پیشنهادهای ما را سفارش بدهید. اول اینکه حتما سیب زمینی سرخ کرده و سیب زمینی تنوری مخصوص را سفارش دهید. چون اگر نظر ما را بخواهید، خانگی می تواند به همین ها شناخته شود. ساندویچ مرغ تنوری در یک سس خوشمزه ای مارینیت شده. سالاد سزار هم هرچند دستکاری شده، اما خوب چیزی از کار درآمده. برگرها هم معمولی اند. همین چند قلم می شود 42 هزار و 500 تومان بدون احتساب قیمت نوشیدن که قضاوت درباره تناسب یا عدم تناسب قیمت و غذاها را به عهده خودتان می گذاریم. در «تنور خانگی» در جای خیلی کم، اما تمیز و روشن و دوست داشتنی غذا می خورید.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

4- شهریارا

یک فلافلی و ساندویچی همه خوراکی ای است که می توانید در خیابان «استاد شهریار» پیدا کنید. «ساندویچ ویژه ونک» نزدیک پارک دانشجو که عکس کلاه قرمزی را بنر کرده و زده جلوی مغازه. بعد از هتل رودکی که نمای آن تازه بازسازی شده می رسید به خیابان «هانری کربن» که به نام اسلام شناس مشهور فرانسوی نامگذاری شده و بهانه اش وجود انجمن حکمت و فلسفه در این خیابان است. موسسه گیتاشناسی و انتشارات جغرافیایی که تقریبا همه نقشه های موجود را چاپ و منتشر کرده هم در خیابان شهریار است. سفارت ارمنستان را که با گذراندن خیابان «رازی» بگذرانید می رسید به پارک دانشجو و تئاتر شهر.

رو به روی خیابان رازی، در خیابان انقلاب شرقی، «هات داگ خوران ولی عصر» است. این هات داگ خوران قبل از تغییر چهارراه ولی عصر نبش چهارراه بود و به عنوان هات داگ دانشجویی شناخته می شد. حالا جایش تغییر کرده ولی هنوز شعارش همان «مقوی، باورنکردنی و خوشمزه» است. برای رسیدن به هات داگ خوران البته باید تا چهارراه ولی عصر برسید تا بتوانید از عرض خیابان انقلاب عبور کنید، مگر اینکه رتبه و مدالی در دو با مانع داشته باشید یا حداقل خرده استعدادی!

قهوه خانه گرم و روشن


در خیابان انقلاب غربی هم خوراکی های سرپایی مثل کلوچه فومن و فلافل سلف سرویس پیدا می شود، اما کافه «گودو» از جمله معروف ترین کافه های خیابان انقلاب است.

کافه ای که حدود ده سال پیش سر خیابان فلسطین بود و پاتوق دانشجوها، حالا پاتوق خیلی از تئاتری ها و تماشاچی های آن است. دکور گودو هنوز هم همان نوستالژی گذشته را زنده می کند. رومیزی های چهارخانه با صندلی های لهستانی و دیوارهایی که میزبان عکس ها هستند.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

این بار که از بیرون به داخل کافه گودو نگاه می کنید، ببینید شما هم یاد شعر اخوان که می گفت «گرچه بیرون تیره بود و سرد، همچون ترس. قهوه خانه گرم و روشن بود، همچون شرم. همگنان را خون گرمی بود، قهوه خانه گرم و روشن...» می افتید یا نه.

«شیلا»ی خیابان ولی عصر هم منتقل شده به این خیابان که کباب ترکی و پیتزا برشی هم به جلوی در اضافه کرده. پیتزا برشی یعنی همان یک هشتم پیتزا که سه هزار تومان فروخته می شود که احتمالا برای جیب دانشجویی در نظر گرفته شده.

6- یک راسته معمولی


خیابان ولی عصر جنوبی، جنوب چهارراه منظورمان است. پر است از مغازه هایی که می توانید از آنها پیراشکی، سمبوسه، آب میوه، شیرکاکائو داغ، ذرت مکزیکی و گاهی قهوه و اسپرسو بگیرید و سرپایی میل کنید. اما معروف تر از همه آنها پیراشکی معروف «خسروی» است که بیشتر از 50 سال سابقه دارد. به گفته خودشان «اولین تولیدکننده پیراشکی در ایران اند». هرچند اینجا هم نوشیدنی های گرم و انواع آب میوه هم هست، اما خب، خسروی به پیراشکی هایش معروف است. پیراشکی هایی که این روزها 2 تا 3 هزار تومان شده اند.

غیر از رستوران «شهر هنر» که یکی جلویش داد می زند: «شهر هنر بفرما! غذا، چای، قلیون بفرما!» و دل و جگر و کبابی و سفره خانه سنتی و کافه کوچه سرمد کافه و رستوران قابل عرض هم دارد. البته تقریبا قابل عرض! مثلا کافه «سلفی» یک کافه تازه تاسیس است که به مسجد کنار تئاتر شهر دید دارد.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

این کافه با احتساب طبقه همکف، در طبقه دوم پاساژ صدف، جنب خیابان پشن قرار دارد. بنرهای چسبیده به هم که با بدسلیقگی نام «سلفی» روی آن نوشته شده هم می تواند نشان دهد که اوضاع منو از چه قرار است. یک منوی معمولی در یک فضال معمولی. اما کافه گرامافون در این خیابان هم سابقه بیشتری دارد و هم گردانندگانش مهارت بیشتری. از همان راهروی پایین که کاریکاتورهایی به دیوارها نصب شده اند، می شود این را حدس زد. البته شما خیلی به دکه جوراب فروشی این راهرو و مقابل در توجه نکنید.

اهالی این کافه معتقدند در این کافه می شود «صدای قهوه» را شنید و «طعم گرامافون» را چشید. این کافه دید خوبی هم به تئاتر شهر دارد.

رستوران بوفالو هم از قدیمی های این راسته است که شنبه ها به دانشجوها ده درصد تخفیف می دهد. البته حواس تان باشد موقع سفارش دادن کارت تان را نشان دهید که وقت حساب و کتاب قبول نمی کنند!

7- سنتی تک

به جای شیلا در خیابان ولی عصر شمالی «پیتزا یک» باز شده که در «جشنواره سوخاری» اش می توانید «2 تکه مرغ سوخاری سفارش دهید و 4 تکه بخورید». «سوپر استاپ» هم که به «سوپرتاپ» تغییر نام داده برای اینکه از قافله جذب مشتری عقب نماند «پیتزای ویژه سوپرتاپ 10 هزار تومانی» زده که انصافا تلاش خودش را هم کرده.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

یک پیتزا ساندویچی دیگر هم کنار این ها هست به اسم «لیو». این سه تا از نظر کیفیت فرق چندان با هم ندارند. اما در همین راسته سفره خانه سنتی «ایران تک» هم هست که قیمت هایش خیلی با خرج و دخل دانشجویی نمی خواند، اما طعم غذاها و سرویس چای و قلیانش به هر طبعی سازگار است. دکور آدم های اینجا یک جورهایی خسته اند، می فهمید؟ خسته، از آن خسته های خوب البته!

8- کافه؟ «خب که چی؟»


خیابان خارک دو تا شیرینی فروشی دارد: «آق بانو»، یک عدد، «گل بانو» هم یک عدد. از نظر کافه و غذا هم اوضاعش به راه است. اول از همه «ژیوان». ژیوانی ها معتقدند «تنها روزهایی احتیاج به قهوه داریم که با «ه» تموم میشه»! و آنقدر اعصاب ندارند که روی در شیشه ای کافه نوشته اند: «اینایی که مثلا به شون قهوه تعارف می کنی، بعد می پرسی، شیر؟ شکر؟ می گن تلخ، خب مثلا که چی؟ متفاوتی؟ خیلی خرابی؟ داغونی؟ باکلاسی؟ مقرون به صرفه ای یا چی؟/ اینایی که می گن شیر، خب که چی؟

نرمی استخوان داری؟ وزیر بهداشتی؟ با دقت انتخاب می کنی یا چی؟/ اینایی که میگن شکر، خب مثلا که چی؟ دیابت نداری؟ تلخی روزگار تاثیری روت ندارد؟ درگیر رژیم غذایی و اینا نیستی یا چی؟/ اینایی که میگن شیر و شکر، خب مثلا که چی؟ از قحطی اومدی؟ مفت باشه، کوفت باشه؟ خیلی ریلکسی؟ من و تو نداره یا چی؟/ اونایی که می گن میل ندارم، خب مثلا که چی؟ خودتو با قهوه می شوری تو حموم؟ خیلی باکلاسی؟ قهوه جواب نمی ده برات، یا چی؟». حتی اگر این عبارت ها را این طرف و آن طرف فضای مجازی دیده باشید، باز هم وقتی قبل از ورود به کافه به شما یادآوری کنند، نمی دانید تکلیف تان با سوال «شیر؟ شکر؟» آقای کافه دار بعد از سفارش قهوه چیست؟

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

منوی دست نویس «ژیوان» یکی از همین دفترچه هایی است که جلدش را شبیه صفحه گرامافون درست کرده اند. با پیشنهادهای هر روز که سنجاق شده به برگ های  میانی، البته با چسب! مثل «شیک مادر» 12هزار تومانی که پیشنهاد ویژه شیک ها برای ما بود. در میان قهوه ها دنبال قهوه ترک نگردید که ندارند. این کافه یک بار 5 نفره در همکف دارد و یک فضای اختصاصی تر بالا. با این حال در منو از شما خواسته اند «در ساعات شلوغی بیشتر از 52 دقیقه ننشینید» گاهی ممکن است اینجا چشم تان به جمال یکی از اهالی تئاتر یا سینما هم روشن شود، مثل «یونس غزالی» که روز تهیه گزارش مهمان «ژیوان» بود.

9- اپرا با حراج عتیقه

برای اینکه از خارک برسید به پارک دانشجو و تئاتر شهر، باید خیابان شهریار را رد کنید. نبش خارک و شهریار، را رد کنید. نبش خارک و شهریار، حتما سری به کافه «اپرا» بزنید. با منوی کافه کاری نداریم، اینجا یک مشت خرت و پرت قدیمی هست که می توانید بخرید. فانوس های قدیمی، ماشین تحریر، ساعت های زنگ دار با زنگ های چکشی، پنکه قدیمی و... . البته همه این اجناس قدیمی چشم گیر نیستند، مثل اولین مدل های آب میوه گیری پاناسونیک. نه اینکه فکر کنید این ها را نمی خواسته اند و به جای اینکه دور بیندازند، دارند می فروشند، نه خیر. مثلا برای ارزان ترین ساعت زنگ دار باید صدهزار تومان و برای ارزان ترین ماشین تحریر 250 هزار تومان بپردازید.

گشتی در چهارراه ولیعصر و پاتوق های حوالی تئاتر شهر

اگر هوس کردید یک خرده روی صندلی های لهستانی کافه هم خستگی در کنید، بدانید که سیگارکشیدن ممنوع است. از آنجایی که خواسته بودند «معایب شان را به خودشان و محاسن شان را به دوستان مان بگوییم»، زبان به کام می گیریم.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه